سفارش تبلیغ
صبا ویژن

هنری فایول

موضوع تحقیق:هنری فایول

شماره تحقیق:625

لینک دانلود

 

لینک دانلود



[ سه شنبه 92/10/24 ] [ 10:26 عصر ] [ alimataji ]

هنری فایول

 

هنری فایول:

هنری فایول (29 جولای 1841 در استانبول - 19 نوامبر 1925 در پاریسمهندس معدن، سرپرست معدن و از نظریه‌پردازان فرانسوی بود. به دلیل اینکه پدر هنری فایول از مهندسان سازنده مدخل شاخ طلایی در شهر استانبول بود وی 6 سال از اوایل عمرش را در این شهر سپری کرد. او به همراه خانواده اش در سال 1847 به کشور فرانسهبازگشت. فایول در شهر سنت اتین در مدرسه معدن این شهر به تحصیل پرداخت. وی نظریه‌ای مستقل از نظریهمدیریت علمی فردریک تیلور، با نام مدیریت اداری ارائه کرد. فایول یکی از تأثیرگزارترین مدافعان نظریه مدیریت جدید است. بعضی صاحب‌نظران به خاطر اینکه فایول، نیاز گسترده و همگانی به اصول مدیریت و آموزش آنرا بازشناخت، از وی بعنوان پدر نظریه  مدیریت جدید یاد می‌کنند.

مدیریت فرایند به کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی و انسانی در برنامه‌ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می‌گیرد

مدیریت اداری:

نظریه پرداز مدیریت اداری هنری فایول است این نظریه یکی از جامع‌ترین نظریه‌ها در بحث مدیریت عمومی است

.نظریه وی شامل سه بخش است:

الف فعالیت سازمانها:

وی به سازمان بصورت یکپارچه نگاه میکرد و معتقد بود فعالیتهای سازمان شامل 6 جزء است

1?فعالیت فنی

2? فعالیت بازرگانی

3?فعالیت مالی

4?فعالیت ایمنی

5?فعالیت حسابداری

6?فعالیت مدیریتی یا اداری که این جزء شامل برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی و نظارت میشود.

ایشان برای مبحث مدیریتی و اداری اهمیت زیادی قایل بود به طوری که قسمت عمده ای از کتاب خود (مدیریت صنعتی و عمومی) را به این مبحث اختصاص داده است.

ویژگی های یک مدیر از دیدگاه فایول

فایول معتقد بود که مدیران باید دارای ویژگی های ذیل باشند:

1?توانایی فکری2?توانی جسمی3?معلومات عمومی4?معلومات تخصصی5?تجربه

اصول مدیریت فایول:

 فایول در زمینه اصول مدیریت به چهارده اصل اشاره کرده ولی منظور وی از این 14 اصل حکم قطعی و ثابت نیست چراکه او میگوید به ندرت امکان دارد که یک اصل به صورت یکسان دورا مورد استفاده قرار گیرد زیرا انسانها با یکدیگر متفاوتند و زمان به سرعت تغییر میکند. برخی از اصول  مدیریتی وی را میتوان اینگونه بیان نمود:

اصول چهارده گانه مدیریت فایول

اصول چهارده گانه مدیریت فایول (1841-1925)‌

1-    تقسیم کار:

تخصصی کردن کارها به کارکنان و مدیران اجازه می دهد که توانایی، ‌اطمینان و دقت مناسب را کسب کرده و این امر باعث افزایش خروجی میگردد. در اینصورت با انجام تلاش یکسان، کارایی بیشتری به دست می آید.

2-   اختیار:

عبارتست از دادن حق دستور دادن و انجام فعالیتها به تشخیص خود فرد. که بستگی به خود شخص و موقعیت وی دارد و نباید بدون در نظر گرفتن میزان مسئولیت فرد در مورد آن تصمیم گیری شود.

3-  نظم و انضباط:

عبارتست از در نظر گرفتن نحوه فرمانبرداری، فعالیت، رفتار و احترام بین کارمند و کارفرما که برای هر کاری ضروری است. این چیزی است که رهبران باید آن را ایجاد کنند.

4-   وحدت فرمان:

یک کارمند فقط باید از یک مافوق دستور بگیرد. معمولا بهتر است که یک مافوق داشته باشی تا اینکه دستورهای دوگانه بشنوی.

5-   یک سرپرست، یک برنامه:

یک رهبر با یک هدف یاید یک گروه فعالیت ها را به یک هدف مشابه رهبری کند.

6-   تبعیت تمایلات شخصی از تمایلات گروهی:

تمایلات یک شخص یا یک گروه نباید بر تمایلات سازمان غلبه داشته باشد.

7-  پاداش کارکنان:

نتایج (خوب یا بد) کارها باید بین کارکنان و کارفرما تقسیم شود. میزان پرداخت ها باید بر اساس ارزش کارمند برای سازمان و نیز عوامل مستقل از ارزش کارمند باشد. مثلا بر اساس هزینه های زندگی، در دسترس بودن کارمند و شرایط عمومی سازمان.

 ‌8- تمرکز:

هر کاری که باعث کاهش اهمیت نقش یک کارمند شود، تمرکز زایی و هر کاری که باعث افزایش اهمیت نقش وی شود، تمرکز زدایی گفته می شود. در کلیه شرایط باید تعادلی بین این دو وضعیت وجود داشته باشد.

9- زنجیره عددی:

زنجیره ای از مدیران از بالاترین رده تا پایین ترین رده را زنجیره عددی فرمان گویند. هر مدیر یک ارتباط در این زنجیر است که باید در این زنجیر ارتباط سالم و مناسب برقرار کنند. این زنجیره تنها وقتی قطع می شود که مقام بالایی تایید کند و یا نیاز به آن از بین برود.

 10- نظم و سامان:

بطور ساده به معنای وجود یک مکان برای هر کس و هر کسی در جای خودش است. یک جا برای هر چیزی و هر چیزی سر جای خودش. هدف نظم و ترتیب جلوگیری از اتلاف است.

11- انصاف:

عدالت و مهربانی باید بهترین چیزی باشد که زیردستان یک نفر از وی دریافت می کنند.

 

 

 12- پایداری افراد:

 کاهش میزان جابجایی ها منجر به کارایی بیشتر هزینه بیهوده کمتر می شود.

13- ابتکار:

افراد در هر سطحی باید برای ابراز و بکارگیری ایده های خود آزاد باشند. مدیری که به کارکنان زیردست خود اجازه می دهد ابتکارهای خود را به کار ببندند بسیار بالاتر از مدیری است که چنین اجازه ای به زیردستان خود نمی دهد.

14- روح صمیمیت و یگانگی:

مدیر موظف است که هماهنگی را ایجاد کرده و از وقوع مواردی که باعث از بین رفتن هماهنگی یکدستگی می شود جلوگیری کند.

در هر سازمان، سه سطح مدیریت را می توان در نظر گرفت که از پایین به بالا عبارتند از:
1) مدیریت عملیاتی (سرپرستی): در پایین ترین سطح سازمان قرار دارد و افرادی را شامل می شود که مسؤول کارهای دیگران هستند؛ مانند سرپرست تولید در یک کارخانه
2) مدیریت میانی (هماهنگی): فعالیتهای مدیران رده پایین تر در این سطح قرار میگیرد. فعالیتهای مربوط به اجرای سیاستهای سازمان را رهبری می کنند.
3) مدیریت عالی: متشکل از یک گروه کوچک (تعداد کم) که مسؤول تمام سازمان اند و استراتژی و برنامه های اصلی سازمان را تهیه می کنند.

تقسیم بندی مدیران و کارکنان
مدیران و کارکنان را از نقطه نظرات مختلف می توان تقسیم بندی نمود؛ اما کامل ترین نوع تقسیم بندی، تعداد مدیران را به 22 و تعداد کارکنان را به 3 بخش تقسیم می نماید:
1) مدیر صف: در جهت اهداف سازمان، فعالیت اجرایی مستقیم می کند؛ مانند: تولید و فروش
2) مدیر ستاد : در جهت اهداف سازمان، بطور غیر مستقیم راهنمایی و مشورت می کند ؛ مانند: کنترل کیفیت و طراحی.
3) مدیر اختاپوس: این مدیران، کارها را در حیطه خود محدود می کنند و از مشارکت دادن دیگران در تصمیمات اجتناب می ورزند.
4) مدیر کارآفرین: بر سازماندهی و ابتکار عمل تأکید می کند. به عوامل و نیازهای انسانی توجه می نماید، هدفگرا است و به پذیرش مسؤولیت، تمایل زیادی نشان می دهد.
5) مدیرکارساز: با توجه به محیط درون سازمان، فرآیندهای کارآمد کار، ایجاد تناسب بین نیروهای انسانی و وظایف آنها، آموزش افراد، راهنمایی و خلاصه، با اقدامات لازم سیستمی منظم و عملیات ، ساز و کارها، مدیر کار ساز فراهم می آید.
6) مدیر جهانی: این مدیر، علاوه بر انجام وظایف اصلی مدیریت، نیازمند داشتن نگرش چند وجهی، شناخت محیط بین المللی و عوامل تأثیر گذار بر آن، توانایی کار در فرهنگهای غیر خودی و .... می باشد.
7) مدیر بریکولار: مربوط به مدیران مؤثر و کارآمد است؛ یعنی کسانی که خرده کاری و سرهم بندی می کنند ؛ آنها با امکانات بازی می کنند و از منابع موجود برای یافتن راه حلهای عملی استفاده می کنند،‌ آنها مرتباً ‌سیستمهای مختلف را تغییر داده و سرهم بندی می کنند تا ترکیب بهتری بدست آورند.
8) مدیر دموکراشیب: این مدیران در مرحله تصمیم گیری، دموکراسی و در مرحله اجرای آن، استبداد را مدّنظر قرار می دهند.
9) مدیر چابک و سریع الانتقال: در مبحث روشهای تولید پیشرفته، تولید چابک و چالاک یا سریع الانتقال، روشی است که قادر باشد محصولات متنوع را بر اساس درخواست مشتریان مختلف در اسرع وقت، به موقع تولید نموده و تحویل دهد و همچنین از عهده تغییر سلیقه های مکرر آنان برآید.
10) مدیریت نارسیس: نارسیس در لغت یعنی؛ خود ایده آلی و مدیر نارسیس به مدیری اطلاق می شود که دچار غرور می شود.
11) مدیر وظیفه ای: تنها مسؤول کارهای یک واحد یا یک دایره سازمانی هستند ؛ مانند: دایره بازاریابی و دایره تولید
12) مدیر عمومی: این مدیر، کل مجموعه سازمان را زیر نظر دارد.
13) مدیر واکنشی: مدیری که پس از بروز مشکل، از خود عکس العمل نشان می دهد؛ (متأسفانه) این مدیران قبل از بوجود آمدن مشکل، آنرا پیش بینی نمی نمایند.
14) مدیر فعّال: بر خلاف مدیر واکنشی، این مدیر، قبل از روی دادن پدیده ای، برای آن چاره جویی می کند.
15) مدیر موفق: مدیری که بتواند حداقل کار مورد قبول را با استفاده از امکانات مدیری مانند: توبیخ، کسر حقوق، و ... فراهم سازد.
16) مدیر مؤثر: مدیری که 80 تا 90 درصد تواناییهای افراد را بکار می گیرد.
17) مدیر جهان وطنی: مدیری است که با کمترین حس وفاداری نسبت به سازمان، انجام وظیفه می نمایند ولی همیشه به حرفه، تخصص و مهارت خویش کاملا ً‌وفادار میباشد.
18) مدیر محلی: برخلاف مدیر جهان وطنی: وفاداری خود را نسبت به حرفه، تخصص و مهارت خویش از دست میدهد، ولی نسبت به سازمان و قوانین و مقررات آن اعتقاد کامل دارد.
19) مدیر متعصب (نژاد پرست) : کشورهای خارجی و ملیتهای دیگر را نسبت به ملت و کشور خود، پست تر میداند. این مدیران بر این باورند که می توان فعالیتهایی را که در کشور خودشان انجام می شود همراه با کالاها و خدمات به سایر کشورها صادر نمود.
20) مدیر دارای دید باز: معمولاً سایر کشورها را متفاوت از کشور خود می پندارد و درک یا شناخت آنها را مشکل می داند؛ این مدیران با این فرض که دفاتر آنها در خارج از شرکت متوجه نیازهای آن منطقه می شوند، می کوشند تا امور آن مکانها را به مدیران همان واحدها محول نمایند.
( این مدیران، مناسب ترین نفرات برای شرکتهای بین المللی هستند).
21) مدیر دارای دید جهانی: این مدیران از مؤثرترین روشها، تکنیکها و فنون استفاده می کنند و در هر کجا به دنبال این روشها هستند.
22) مدیر موفق، مدیر مؤثر، مدیر میانه: فرد لوتانز و همکارانش، تعداد 450 مدیر را مورد مطالعه قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که مدیران چهار نوع فعالیت انجام می دهند؛ این فعالیتها عبارتند از؛
1) سنتی: مانند؛ مبادله اطلاعات و انجام کارهای ارتباطی
2) ارتباطی:
3) مدیریت منابع انسانی، مانند: ایجاد انگیزه در دیگران، اجرای مقررات انضباطی، حل تعارض و آموزش کارکنان
4) شبکه کاری: مانند؛جامعه پذیری کارکنان، سیاست بازی و رابطه با افراد خارج از سازمان.
بر مبنای درصد انجام این فعالیتها، فرد لوتانز 3 نوع مدیر موفق، مؤثر و میانه را تعریف نمود.

 

 

 

 



[ پنج شنبه 92/8/9 ] [ 10:35 عصر ] [ alimataji ]

لینک های ویژه

دیگر امکانات


بازدید امروز: 104
بازدید دیروز: 135
کل بازدیدها: 625567