سفارش تبلیغ
صبا ویژن

مدیریت دانش وجایگاه آن در هوش مصنوعی

موضوع تحقیق:مدیریت دانش وجایگاه آن در هوش مصنوعی

شماره تحقیق:626

لینک دانلود

 

لینک دانلود



[ سه شنبه 92/10/24 ] [ 10:26 عصر ] [ alimataji ]

مدیریت دانش وجایگاه آن در هوش مصنوعی

 

سازمانها و شرکت های دانش محور با تغییرات و تحولات نوظهوری در محیطهای اقتصادی،فناوری،فرهنگی و سیاسی مواجه هستند.واکنش موفقیت این سازمانها در محیط به شدت پویاو خصمانه تجاری امروز به توانایی تهیه اطلاعات لازم و یافتن راه حل در حد کفایت برای این مسائل دارد. توجه مدیران باید برطراحی هوش سازمانی و توانمندی های هوشمندانه نظیر یادگیری،ارتباطات و حافظه سازمانی متمرکز گردد.در نتیجه این روند،یک مفهوم نسبتا جدیددر نظریه سازمان باعنوان هوش سازمانی مطرح گردیده است.هدف این مقاله این است که ضمن توضیح مفهوم مدیریت دانش و هوش سازمانی،جایگاه مدیریت دانش را در هوش سازمانی بررسی می کند.

واژژه های کلیدی: دانش،مدیریت دانش،هوش سازمانی،مؤلفه های هوش سازمانی

1-1 مقدمه

     در اقتصاد کشورهای پیشرو، موازنه  میان  دانش و سایر منابع  به نفع دانش تغییر یافته است. به گونهای  که دانش به عاملی  تعیین کننده  در زندگی  حتی  بیش از زمین، کار، سرمایه  تبدیل شده است.با وجود اینکه دانش به عنوان منبعی برای بقای سازمانها ضروری به نظر می رسد اما هنوز هم بسیاری از سازمانها بطور جدی به  مدیریت دانش توجه نکرده اند. بر این اساس توجه به دانش کارکنان سازمان ، از اهمیت  بالایی  برخوردار است. مشارکت  در دانش افرادی  که  در سازمان مشغول بکار هستند  یکی  از راهبردهای مهم و مؤثر در افزایش بهره وری سازمانی به شمارمی آید.[1]مدیریت دانش یکی از مهمترین عوامل موفقیت شرکت ها در شرایط رقابتی و عصر اطلاعات است.اهمیت این موضوع به حدی است که امروزه سماری از سازمانها دانش خود را اندازه گیری می کنندو به منزله سرمایه فکری سازمان و نیز شاخصی برای درجه بندی شرکت ها در گزارش های خود منعکس می کنند.[2]پیشرفت های ایجاد شده در زمینه هوش فردی تأثیر مهمی در شکل گیری مفهوم هوش سازمانی داشته است.این تغییر در این اواخر به عنوان توان پردازش اطلاعات و سازگاری با محیط جدید(سازمانی) شناخته شده است.[3]به هر میزان که سازمان ها دارای فرایندهای دانش بر بیشتری باشند، به همان میزان نیازمند برنامه های واقع گرا و کاربردی برای مدیریت دانش سازمانی به عنوان منبعی راهبردی برای بهبودهای مستمر آتی خواهند بود.[4]

1- 2 تعریف دانش

   دراین اقتصاد مبتنی بر اطلاعات،دانش جزو دارایی های کلیدی سازمان محسوب می شود.تولید محصولات یا خدمات جدید و یا تولید محصولات و خدمات موجود در بازار با هزینه ای کمتر از رقبا بر پایه دانش صورت می گیرد.دانش در ارتباط با چگونگی انجام فعالیت ها بصورت کارا واثربخش و ب شیوه هایی کهسازمان های رقیب نمی توانند از ان کپی برداری کنند،یکی از نتایج اصلی سودآوری سازمان هاست.برخی از اندیشمندان این حوزه معتقدند که اینگونه دارایی ها(دانش)اگر مهم تر از دارایی های فیزیکی و مالی نباشد،به همان اندازه برای برتری و بقای سازمان اهمیت دارند.[5]

    مفهوم دانش صرفا به معنای انتقال آگاهی و اطلاعات نیست بلکه منظور از دانش،خلاقیت،آفرینندگی و زایندگی است.سازمان دانشی،ایده ساز بوده و به کاربرنده ایده های نو است و از این طریق به مزیت رقابتی دست پیدا می کند.[6]دانش بر درک و تجربه ضمنی دلالت دارد که می تواند بین استفاده درست و استفاده نادرست، تفاوت قائل شود. دانش در طبیعت خود پویاست. اطلاعات جمع آوری می شود. در حالی که دانش توسعه و گسترش می یابد و افزایش پیدا می کند.دانش سازمانی هر آن چیزی است که افراد سازمان دربار? فرایندها، محصولات، خدمات، مشتریان، بازار، و رقبای سازمان می دانند.[7]

1- 3 انواع دانش

    کل منابع دانش را به کوه یخی تشبیه کرده اند که قسمت مشهود آن، دانش آشکار[1][2] است. این قسمت از دانش، به راحتی قابل دست یابی، شناسایی و به اشتراک گذاری است. قسمت مخفی این کوه، همان چیزی است که لفظ "دانش ضمنی"[2][3] به آن اطلاق می شود. این قسمت، یادآور سخن مشهور مایکل پولانی[3][4] به این شرح است: "ما بیش از آنچه که می توانیم بیان کنیم، می دانیم.[8]هر چند که مدیریت دانش ضمنی، به مراتب مشکل تر از دانش آشکار است، اما ارزش آن در کسب مزیت رقابتی در سازمان، بیشتر است. برای یک مدیریت دانش کارامد، تسخیر هر دو دانش نهان و عیان الزامی است. چالش واقعی مدیریت دانش، در توانایی تشخیص و تسخیر دانش نهان است؛ به طوری که هنگام نیاز قابل بازیابی باشد. بیشتر سازمان ها تنها بر مدیریت دانش عیان، دانش سهل الوصول که تنها 20 درصد از کل دانش سازمان را شکل می دهد، تمرکز می کنند و استفاده از دانش نهان را به وقوع تصادفی آن وا می گذارند. تبدیل دانش نهان به دانش عیان مشکل است، اما غیر ممکن نیست.در مجموع چنین می توان گفت که به اشتراک گذاشتن دانش و تبدیل آن در سراسر سازمان به عنوان شبکه های سازمانی، از سازوکارهایی است که فرایند انتقال دانش را تسهیل و این امر به نوب? خود توانایی و ظرفیت سازمان را تقویت می کند [9]

1-4 تاریخچه و علل پیدایش مدیریت دانش:

    واتسون[4][5] در کتاب خود به سه مرحله مشخص در تمدن بشری و چهارمین مرحله ای که اخیراً مطرح شده است، اشاره می کند که عبارتند از عصر کشاورزی، عصر صنعت و عصر اطلاعات که در اواخر قرن بیستم آغاز شد. وی پیش بینی می نماید که قرن بیست و یکم شاهد توسعه جوامع بر مبنای ایده ها و خلاقیت باشد.[10]به طور خلاصه چهار عامل عمده در به وجود آمدن پدیده مدیریت دانش عبارتند از:

1-دگرگونی مدل کسب و کار صنعتی که سرمایه های یک سازمان اساساً سرمایه های قابل لمس و ملی بودند (امکانات تولید، ماشین، زمین و حتی نیروی کار ارزان) به سمت سازمان هایی که دارایی اصلی آنها غیر قابل لمس بوده و با دانش، خبرگی و توانایی برای خلاق سازی کارکنان آنها گره خورده است.

2-افزایش فوق العاده حجم اطلاعات، ذخیره الکترونیکی آن و افزایش دسترسی به اطلاعات به طور کلی ارزش دانش را افزوده است؛

3-تغییر هرم سنی جمعیت و ویژگی های جمعیت شناختی که فقط در منابع کمی به آن اشاره شده است.

4-تخصصی تر شدن فعالیت ها نیز ممکن است خطر از دست رفتن ش سازمانی و خبرگی به واسطه انتقال یا اخراج کارکنان را به همراه داشته باشد. .[11]

1-5 تعریف مدیریت دانش

    طی دو دهه اخیر افزایش حجم اطلاعات در سازمان ها و لزوم استفاده مؤثر از آنها در تصمیم های سازمانی، باعث ظهور پدیده ای به نام مدیریت دانش شده است.[12]مدیریت دانش به عنوان ساز و کاری نظام مند و سازماندهی شده قادر است تا سازمان ها را نسبت به استفاده بهینه از منابع دانش رهنمون باشد.[13]انبوهی از تعاریف در خصوص مدیریت دانش مطرح شده اند که در این قسمت به بخشی از آن اشاره شده است. از دیدگاه برخی صاحبنظران مدیریت دانش عبارتست از:

-فرایندی که سازمان ها به واسطه آن توانایی تبدیل داده به اطلاعات و اطلاعات به دانش را پیدا کرده و همچنین قادر خواهند بود دانش کسب شده را به گونه ای مؤثر در تصمیم های خود به کار گیرند .[14]

- مدیریت دانش، فرآیند ایجاد، تأیید، ارائه، توزیع و کاربرد دانش می باشد. این پنج عامل در حوزه مدیریت دانش در یک سازمان، زمینه ی آموزش، بازخورد و آموزش مجدد را فراهم می آورد که به طور معمول برای پدید آوردن، نگه داری و احیای قابلیت های سازمان مورد استفاده قرار می گیرد.[15]

-تعریف جامع و قابل قبول تری از مدیریت دانش توسط مرکز کیفیت و بهره وری آمریکا ارائه شده است که عبارت است از:مدیریت دانش،کسب دانش درست،برای افراد مناسب،در زمان صحیح و مکان مناسب است،به گونه ای که آنان بتوانند برای دستیابی به اهداف سازمان،بهترین استفاده را از دانش ببرند.[2]

-مدیریت دانش استفاده از فناوری اطلاعات برای کسب،ذخیره،و توسعه دانش در سازمان است.در دهه های اخیر،شیوه های مدیریت دانش به موضوع مهمی تبدیل شده و دامنه وسیعی از فناوریها و پژوهش های علمی و کاربردی را به خود اختصاص داده است.[16]

 -اگرچه همه تلاشهای فوق دارای تفاوتهای چندی در تعریف و توضیح مدیریت دانش می باشند اما به نظر می رسد در تمام این موارد تلقی یکسانی از مدیریت دانش وجود داشته باشد: "فرایندی برای به جریان انداختن دانش در میان افراد سازمان به عنوان ابزاری برای دستیابی به نوآوری در فرایندها، محصولات و خدمات،تصمیم گیری اثر بخش،و انطباق سازمان با محیط پویا و بازار رقابتی".[7]

1-6 اهمیت مدیریت دانش

    ویلیام استاربوک[5][6] معتقد است که مدیریت دانش مناسب ترین شیوه و الگوی مدیریت برای سازمانهای دانش محور است ودر سازمانها حفظ مزیت رقابتی منوط به نوآوری است که نوآوری خود معلول دانش و تابعی از به کارگیری مدیریت دانش در سازمانها است.[17]از نظر اسپکتر[6][7]موسسات آموزشی با بهره گیری از مدیریت دانش می توانند خود را به پله رقابتی برسانندو به درجه بالاتری ازکیفیت،ابداع وکارایی دست یابند.[18]مدیریت دانش درچند سال اخیر پیشرفت قابل توجهی داشته است ودربرنامه های دانشگاهی واقتصادی بسیاری ازکشورها نقش کلیدی راایفا کرده است.[19]سازمان به یک مجموع? اجتماعی هدفمند و وظیفه مدار گفته می شود. مجموعه ای که تک تک اعضای آن دارای هدف های فردی و مجموعه آن به عنوان یک نظام دارای خط مشی و اهداف سازمانی است. این مجموعه برای انجام فعالیت هایش به هماهنگی در چارچوب یک ساختار سازمانی نیازمند است که یکی در ردیف وظیفه های سازمان و دیگری به عنوان قوانین اجتماعی حاکم بر فعالیت های آن قلمداد می شود. هیچ سازمانی نمی تواند در خلاء به وجود آید، بلکه تمامی سازمان ها توسط محیط های اجتماعی پیرامون که هم بر آنها اثر می گذارند و هم متأثر از آنان هستند، احاطه شده اند.[1]

2-1 هوش سازمانی

سازمان ها در فضای رقابتی اقتصاد جهانی و دنیای پرتحول امروزی، برای بقای خود باید تصمیم گیری های سریع و صحیح داشته باشند. بدیهی است این امر مستلزم آگاهی کافی و دانش متناسب برای تصمیم گیری می باشد. هوش سازمانی با تبدیل اطلاعات به دانش می تواند یک مزیت رقابتی برای سازمان ها ایجاد کند.[20]هوش سازمانی نه به عنوان یک ابزار یا یک محصول و یا حتی سیستم،بلکه به عنوان یک رویکرد جدید در معماری سازمانی بر اساس سرعت اطلاعات به منظور اتخاذ تصمیمات دقیق و هوشمند کسب و کار در حداقل زمان ممکن مطرح شده است.[21] اخیرا هوش سازمانی یکی از سریعترین مسیرهای توسعه فناوری اطلاعات معرفی شده است.پیش بینی ها حکایت از این دارد که درآینده سیستم های هوش سازمانی به سیستم هایی چون سیستم مدیریت روابط مشتری و سیستم برنامه ریزی منابع شرکت متصل شده و به شرکت و یا سازمان مزیت رقابتی ویژه ای خواهند داد.[22]

هوش سازمانی برای افراد مختلف،معانی متفاوتی می دهد.برای یک کارآفرین یا تاجر،به معنای تحقیقات بازار است که می توان آن را هوش رقابتی نامیدو برای یک فردی که در ساختار بوروکراتیک دولتی کار می کندبه معنای گزارش دهی است.هوش سازمانی مجموعه ای از تکنولوژی و فرایندهاست که به همه افراد در تمتم سطوح سازمان،این امکان را می دهدتا داده ها را ارزیابی و تجزیه و تحلیل کنند.[23]هوش سازمانی  یک فرایند آزمایشی و علمی است که بر موفقیت ها و یا شکست های سازمان تأکید دارد. یعنی به طور دقیق بر اساس تجربیاتی است که می توانند به احتمال زیاد جهت عملکرد مؤثرتر سازمان به کار گرفته شوند.براین اساس با توجه به ویژگیهای خاص هوش سازمانی،معلوم می شود هرچندکه این عامل با هوش فردی مشابهت هایی دارد اما هوش سازمانی یک پیامد اجتماعی و گروهی است.بدین معنی که این هوش حاصل عملکردگروهی از افراد است که به عنوان یک واحدعمل می کنند و از این نظر تفاوت های چشم گیری با هوش فردی دارد.[3]هوش سازمانی به منزله پنجره پویای کسب و کار به محیط بیرون است که عملکرد سازمانی را شناسایی می کند،کارایی را افزایش می دهدو فرصت های ناشناخته را شکار می کند.[24]هوش سازمانی،امکان کسب سود،تفاهم و انسجام را از تجربیات شرکت ایجاد می کند.[25]هوش،اطلاعات سازمانی را به سطحی بالاتر در درون یک سازمان افزایش می دهد،زیرا داده ها و اطلاعات همچون اشیای ایستا هستند و این هوش است که آنها را از حالت استاتیک به صورت ارگانیک درمی آورد.[26]

هوش سازمانی را می توان از دو دیدگاه مورد توجه و بررسی قرار داد:

1-هوش سازمانی به عنوان یک فرایند            2- هوش سازمانی به عنوان نتایج فرایند یا حالت مربوطه

وقتی هوش سازمانی به عنوان فرایند مورد توجه قرار گیرد بیانگر پیچیدگی های ناشی از تقابل،تجمیع و هماهنگی هوش انسانی و فنی درون یک سازمان است.پیچیدگی تقابلی هوش سازمانی نشان دهنده رابطه میان انسان و مؤلفه های فنی سازمانی است.تجمعی بودن هوش سازمانی به صورت سلسله مراتبی نمود می یابد که  

صفحه1 ادامه مطلب...

[ پنج شنبه 92/8/9 ] [ 10:37 عصر ] [ alimataji ]

لینک های ویژه

دیگر امکانات


بازدید امروز: 102
بازدید دیروز: 135
کل بازدیدها: 625565