سفارش تبلیغ
صبا ویژن

تئوری مدیریت

موضوع تحقیق:تئوری مدیریت

شماره تحقیق:554

لینک دانلود 

لینک دانلود



[ سه شنبه 92/10/24 ] [ 8:4 عصر ] [ alimataji ]

تئوری مدیریت

نظریه ماکس وبر
ماکس وبر در رابطه با آنچه که منتقدان بوروکراسی به مانند عامل مزاحم دموکراسی یاد کرده اند می گوید : « چنان چه خصوصیت بوروکراسی را عاملی در جهت دادن به اصل شایستگی یا شایسته سالاری بدانیم تا اجرای صرف اهداف دموکراسی بنابراین هر نوع دموکراسی در صورت رعایت اصل شایستگی می تواند مورد تایید بورکراسی قرار گیرد » .
تجزیه و تحلیل عفاید ( ماکس وبر) که روشنگر فقدان انعطاف پذیری سازمانهای بوروکراتیک می باشد با طرز تفکر(فایول) و( تبلور) در خصوص ارائه مدل (ماشینی) از انسان ارتباط پیدا می کند (وبر) عقیده دارد چنان چه بر نقش عامل انسانی در سازمان تاکید شود و سازمان از زاویه روابط انسانی بررسی گردد باید در انتظار نتایج غیر قابل پیش بینی در امور و اختلال در سیستم بوروکراسی بود در این حالت نظریه مدل ماشین ارائه شده قابل دفاع نخواهد بود .
اهیمت نظرت وبر ( 1864-1920 ) درباره بوروکراسی به حدی است که معمولاً وقتی از بوروکراسی سخن به میان می آید نام وبر نیز با آن همراه است .
وبر ابتدا توجه خود را به تشکیلات سازمانی معطف نمود که شامل دولت - حزب سیاسی کلیسا - فرقه مذهبی و شرکت تجاری می شد .
از نظر وبر معنی این اصطلاح ( تشکیلات سازمانی ) عبارت است از تنظیم تعدادی روابط اجتماعی که پاره ای افراد وظیفه نگهداری این روابط را به منظور ایجاد تشکیلات سازمانی به عهده می گیرند وجود رهبر ( مدیر ) و معمولاً یک کادر اداری الزامی است و سازمان عبارت از تشکیلاتی است که لااقل دارای دو جزء مزبور بوده و شکل سلسله مراتبی داشته باشد و بر رفتار انسانها را با بعضی از مقررات قابل تطبیق می دانست و این امر مبنای تجزیه و تحلیل او در جامعه شناسی قرار گرفت .
وجود تعدادی قوانین حاکم بر رفتار جزء لاینفک مفهوم سازمان را تشکیل می داد که بدون وجود آن مقررات بیان اینکه چه رفتارهایی سازمانی هستند و چه رفتارهایی سازمانی نیستند امکان ندارد و برعبارت نظم اداری را برای قوانین سازمان به کار می برد .
مهم ترین جنبه نظم اداری توجیه این ارتباط است که چه کسی باید به چه کس دیگر فرمان بدهد از این جهت است که مفهوم اداره و مفهوم اختیار به هم رابطه نزدیکی پیدا می کنند زیرا هز شیوه ای از اداره به طریقی احتیاج به اختیار دارد و برای اداره کردن باید نوعی قدرت فرماندهی به یک نفر واگذار گردد .
از نظر وبر در صورتی می توان گفت فردی دارای قدرت است که در محدوده روابط اجتماعی اش نظر خود را علی رغم مقاومت دیگران اعمال نماید .
اما اختیار که نوعی قدرت به حساب می آید زمانی وجود خواهد داشت که فرمانی با یک محتوای معین در یک فرد یا افراد معین موجب اطاعت شود به عبارت دیگر اختیار آن نوع از قدرت است که ناشی از مقام سازمانی باشد اظهار دارد که شالوده و اساس تمامی اختیار و اجرای دستورات اعتقاد به حیثیتی است که برای حاکم یا حکمرانان وجود دارد .
هنگامی که صدها نفر برای جمع آوری مالیات ، نظافت شهر ، توزیع مواد غذایی و سوختی و ... جهت خدمت به میلیونها انسان موظف و مامور می شوند طبعا باید بر اساس نظم و ترتیب خاصی کار کنند در غیز این صورت هرج و مرج رواج خواهد یافت و وظایف محول شده به نحوه مطلوبی انجام نخواهد شد برای جلوگیری از این آشفتگی یعنی ایجاد و حفظ ساختار نظم و ثبات انسان بوروکراسی را ایجاد کرده است بوروکراسی در سازمانهای گوناگون سیاسی نظامی - تجاری و فرهنگی از زمانهای بسیار قدیم پدیدار است ولی مطالعه منظم و برنامه ریزی شده آن تا زمانی که ماکس وبر الگوی بوروکراسی ایده آل خود را ارائه داد معوق ماند.
در زبان عامیانه بوروکراسی به صورت شعاری بیش نیست که منظور از آن تشریفات زاید و عدم از یک واژه یونانی به مفهوم حکومت مشتق شده است .
الگوی ایده آل و بر عنوان ابزار تجزیه و تحلیل برای طبقه بندی انواع سازمانها و تحلیل مبانی سازمانهای بوروکراتیک به کارشناسان یاری می رساند البته او طور غیر مستقیم این نظریه را که بوروکراسی ها بهترین نوع سازمان هستند ترویج می کرد و اظهار می داشت که یک بوروکراسی کاملا پیشرفته از نظر فنی بر سازمانهای دیگر برتری دارد .
عوامل کارآیی دقت سرعت روشنی و وضوح دانش نگهداری سوابق استمرار اختیار فرمانبرداری کامل کاهش اصطکاک و کاهش هزینه های مواد و کارکنان در حد مطلوب در یک اداره امور کاملا بوروکراتیک وجود دارد و همچنین وبر تاکید داشت که برتری بوروکراسی ها مبتنی بر علل فنی آن است .
تعریف و مفهوم بوروکراسی
مفهوم بوروکراسی قبل از آنکه واژه آن ابداع شود قرنها پیش در تمدنهای باستانی وحود داشته ولی از اوسط قرن هجدهم تا اواخر قرن نوزدهم واژه بوروکراسی در آثار نوسیندگانی چون دو گورنی بالزاکورکارل هایزن هربرت اسپنسر به کاربرده شده است از نوشته های دانشمندان مذکور سه مفهوم عمده برای بوروکراسی قابل تشخیص است یکی از مفاهیم آن بوروکراسی را به عنوان شکلی از دولت و حکومت به حساب می آورد که باید با حکومتهای دموکراسی وارنستوکراسی مقایسه شود مفهوم دیگر مربوط به شکل خاص تشکیلات اداری کشور آلمان در قرن نوزدهم و نظر سوم اساس و اندیشه را از نارضایتی عمومی از دولت و دخالت بی مورد کارگزاران دستگاه های دولتی گرفته است .
به طور کلی به بوروکراسی از نظر لغوی به معنی حکومت دولتی است امادر نظر عامه عمدتا مفهوم منفی و انتقاد آمیز دارد و اغلب مشکلات و آثار منفی ( مانند کاغذ بازی و کندی جریان امور ) که از بوروکراسی ها ناشی می شود مدنظر می باشد اما این تنها مفهوم آن نیست بلکه این کلمه که در فارسی دیوانسالاری گفته می شود در مفاهیم مختلف به کاربرده می شود .
عناصر بوروکراسی
محققان علوم اجتماعی بوروکراسی را به انواع مختلفی از قبیل بوروکراسی طبقاتی - بوروکراسی محافظ - بوروکراسی جانبداری حزبی - بوروکراسی بر اساس لیاقت - بوروکراسی مورویشی - بوروکراسی کاریز ماتیک - بوروکراسی ماشینی - تقسیم کرده اند که هر یک در سیتم اداری یا اجتماعی خاص می تواند دارای کاربرد باشد .
جنبه ها و آثار مثبت و منفی بوروکراسی
نخست می پردازیم به آثار مثبت بوروکراسی ثبات سازمان و سیستم اداری وجود اطمینان و امنیت شغلی اعمال منطق در اجرای فعالیتها صراحت هدفها کمک به اشاعه دموکراسی افزایش تخصص و تشجیع گرایی حذف روابط و ضوابط نامناسب در استخدام و انتخاب کارکنان افزایش عدالت در اداره امور و رفتار منصفانه با کارکنان حذف فامیل بازی و دوست بازی در انتصابات ( پارتی بازی ) حال می پردازیم به آثار منفی و سوء بوروکراسی انعطاف ناپذیری سیستم وجود اضطراب و نگرانی رکود و جمود شخصیت خود محور بودن جابه جایی اهداف سازمان محدودیت در طبقه بندی مشاغل سرخوردگی ارباب رجوع استقرار سیستم متمرکز قدرت در رده های مختلف مدیران سازمان کاربرد سلیقه ای و نامناسب قوانین و مقررات .
جنبه های منفی بوروکراسی آسیب شناسی بوروکراسی را تشکیل می دهند بیماریهای بوروکراسی ناشی از افرادی که سازمان را تشکیل می دهند نمی باشد بلکه قصور سیستماتیک سازمان در اداره سالم امور می باشد که باعث مقصر قلمداد شدن افراد در داخل سازمان می گردد .
نظریه مدیریت اداری
از آنجا که کانون مدیریت علمی فقط سطح عملیاتی بود هم زمان با تیلور افراد دیگری که از تجربه مدیریت در سازمانهای بزرگ برخوردار بودند دریافتند که اداره کردن سازمانها با مدیریت سطح عملیاتی کاملا متفاوت است و آنان مدیریت برحسب وظایف یا کارکردهای مدیران در سطح مختلف سازمان بودند .
سرشناس ترین این افراد که غالبا وی را بنیانگذار مدیریت جدید می دانند هنری فایول فرانسوی است .
توانایی های مدیریتی
فایول در رساله ای که به نام مدیریت عمومی و صنعتی منتشر شده فعالیتهای سازمان تجاری را به شش دسته تقسیم کرد :
1- فعالیتهای فنی ( تولید 2- فعالیتهای بازرگانی ( خرید و فروش ، مبادله 3- فعالیتهای مالی ( بررسی برای سرمایه استفاده مطلوب از سرمایه ) 4- فعالیتهای امنیتی ( حفظ اموال و افراد ) 5- فعالیتهای حسابداری ( تدارک اطلاعات آماری ) 6- فعالیتهای مدیریتی ( برنامه ریزی - سازماندهی - فرماندهی - فرمانبرداری - هماهنگی و کنترل )
فایول اعتقاد داشت که این فعالیتها در هر نوع سازمان تجاری یافت می شود و در همه سازمانها نسبتا مورد توجه قرار گرفته است ولی فعالیت ششم ( مدیریت ) مستلزم تحقیق و مطالعه بیشتر است در نتیجه او بیشتر کار خود را به مدیریت اختصاص داد فایول توانایی های لازم برای مدیران را بر اساس فعالیتهای شش گانه به سه دسته تقسیم کرده است :
1- توانایی های عام مدیریت که شامل فعالیتهای شش گانه مشروح در بالا می باشد .
2- توانایی های خاص مدیریت که شامل وظایف مدیریت یعنی برنامه ریزی - سازماندهی - رهبری - هماهنگی و کنترل می باشد .
3- توانایی های فنی و تخصصی مورد نیاز که در ارتباط با فعالیتهای تخصصی لازم در سازمان است .
فایول معتقد است که به کلیه کارکنان سازمان باید برای داشتن توانایی های سه گانه آموزش لازم داده شود ولی میزان نیاز هر یک از کارکنان به توانایی های مذکور در سطح مختلف سازمانی متفاوت است زیرا هر چقدر که در سلسله مراتب سازمانی بالا رویم نیاز به توانایی مدیریت افزایش می یابد و نیاز به توانایی تخصصی کاهش پیدا می کند و به عکس .
اصول مدیریت
قبل از فایول عمده عقیده بر این بود که مدیران ، مدیر متولد شده اند و برای این کار تربیت نشده اند ، ولی فایول تاکید داشت که مدیریت مهارتی مانند همه مهارتهاست و می توان با توجه به اصل مدیریت آن را به دیگران آموزش داد به همین جهت او علاوه بر تعریف مدیریت بر حسب وظایف ، نظریات خود را در اصول کلی مدیریت ارائه داده است .
این اصول بعد از تجربه بسیار طولانی او ذر مدیریت وضع شده است و رهنمودی برای حل مسائل علمی مدیران ارائه می دهد او اعتقاد نداشت که این اصول حت هر شرایط و در همه جا قابل اعمال است بلکه توجه می کرد استفاده از این اصول متناسب با شرایط هر سازمانی باشد .
اصول ارائه شده در مدیریت اداری
اصول مدیریتی فایول عبارت است :
1- تقسیم کار : تقسیم کار با تخصص گرایی موجب می شود که هر فردی در زمینه کار خود مهارت نسبتا زیادی کسب کند و در نتیجه میزان تولید افزایش یابد .
2- اختیار : حق دستور دادن و به اجرا در آوردن را به کمک پاداش یا تنبیه اختیار می گویند مسئولیت داشتن یعنی صاحب اختیار باید در برابر نتایج کارش پاسخگو باشد اختیار و مسئولیت باید با هم متناسب باشند .
3- انضباط : اعضای سازمان باید به قوانین و مقررات سازمان احترام بگذارند و از مقام بالاتر خود اطاعت کنند انضباط حاصل اطاعت و تعهد نسبت به توافقهای مدیر با کارکنان و بیشتر نتیجه توان رهبری مدیر است .
4- وحدت فرماندهی : هر عضو سازمان فقط باید از یک مقام بالاتر دستور بگیرد و در برابر او مسئول باشد عدم رعایت این اصل موجب تضاد و کشمکش و ضعف انضباط و به خطر افتادن اصل اختیار در سازمان می شود.
5- وحدت جهت : هر گروه از فعالیتهای سازمانی که هدف واحدی دارند باید فقط تحت یک برنامه و به وسیله یک مدیر هدایت شود مثلا اداره کارگزینی سازمان نباید دو مدیر و دو خط مشی داسته باشد .
6- اولویت منافع عمومی بر منافع فردی ( خصوصی ) : در هر سازمان ، کل مهم تر از اجزای آن است ؛ یعنی هدفهای سازمانی بر هدفهای فردی و خصوصی ارجحیت دارد مدیر باید میان منافع فردی و سازمانی همبستگی ایجاد کند .
7- جبران خدمات کارکنان : پرداخت حق الزحمه مناسب به کارکنان و مدیران در برابر خدماتی که انجام می دهند باید عادلانه باشد و آنان را راضی کند .

ص2 ادامه مطلب...

[ چهارشنبه 92/8/8 ] [ 10:3 عصر ] [ alimataji ]

لینک های ویژه

دیگر امکانات


بازدید امروز: 8
بازدید دیروز: 168
کل بازدیدها: 644571