سفارش تبلیغ
صبا ویژن

آموزش وپرورش ایران کثیف ترین آموزش وپرورش دنیا

جزییات تجاوز دو ناظم مدرسه به دانش‌آموزان
کد مطلب : 44697
گروه جامعه: حالا یک ماه از آن روز می‌گذرد؛ وقتی پدر و مادر 2 دانش‌آموز یک دبستان پسرانه در شهرک دانشگاه تهران به دادگاه کیفری رفتند و از ناظم مدرسه پسرشان شکایت کردند. آنها در شکایتشان گفتند متوجه شده‌اند که ناظم مدرسه، پسرشان را آزار و اذیت جنسی داده است. بعد از آن معاون این مدرسه بازداشت شد و حالا پرونده در شعبه 79 دادگاه کیفری تهران در جریان است.

روزنامه شهروند با این مقدمه نوشت: بعد از گذشت یک‌ ماه از این اتفاق و در حالی‌ که هنوز مسئولان آموزش‌ و پرورش در این‌باره واکنشی نشان نداده‌اند، فعالان حقوق کودک از مدرسه دیگری می‌گویند که معاون آن هم تعدادی از دانش‌آموزان را آزار و اذیت کرده است. حالا این حمیدرضا کفاش معاون پرورشی و فرهنگی وزیر آموزش‌ و پرورش است که به‌ عنوان اولین مسئول این وزارتخانه، این دو اتفاق را تأیید می‌کند. او می‌گوید در ایران نمی‌توان مسائل مربوط به امور جنسی را در کتاب‌ها آورد یا مستقیم به دانش‌آموزان آموزش داد، بلکه باید فکری به حال آموزش خانواده‌های دانش‌آموزان کرد.

..................................................

* آقای کفاش، در چند هفته گذشته دو پرونده درباره آزار و اذیت جنسی کودکان توسط ناظم دو مدرسه در تهران در دادگاه کیفری تهران باز شده؛ یکی مربوط است به دبستانی در شهرک دانشگاه تهران در نزدیکی جاده مخصوص کرج و طبق گزارش‌های رسیده، ناظم مدرسه به 6 دانش‌آموز تجاوز کرده است. هنوز هیچ مسئولی از وزارت آموزش‌ و پرورش، اتفاقات این پرونده را تأیید نکرده است. آیا گزارشی در این‌باره به شما رسیده؟

بله، گزارشی در این‌باره به من رسیده است.

* پس این اتفاق را تأیید می‌کنید؟

بله، تأیید می‌کنم.

هر دو پرونده را تأیید می‌کنید؟ پرونده دوم، مربوط به آزار و اذیت جنسی دانش‌آموزان توسط ناظمشان است و در حال حاضر آنها و خانواده‌هایشان در حال پیگیری این موضوع و اثبات آن هستند.

بله، هر دو پرونده را تأیید می‌کنم و گزارش آنها به من رسیده است. به هر حال ما 12‌ میلیون و 300 هزار دانش‌آموز در کشور داریم. شنیدن خبرهای مربوط به اتفاقات این‌چنینی، هر انسان آزاده‌ای را در هر جای دنیا ناراحت می‌کند و لازم هم نیست حتما مسلمان باشد چنین موضوعاتی واقعا دردناک و اتفاق واقعا شنیعی است. نکته بعدی این است که بشر است دیگر. نمی‌خواهم بگویم که بشر جایزالخطاست ولی در زمان معصوم هم خطا وجود داشته است. ما الان قانون و شرایط احراز این موضوع را داریم که محکم است. الان هم اداره آموزش‌ و پرورش شهر تهران با اینکه یکی دو مورد اتفاق این‌چنینی افتاده، در این‌باره مدعی است. ما معتقدیم باید با هر کسی که در این حادثه نقش داشته، به‌شدت برخورد شود.

* ولی از طرف دیگر خود کسانی که شما می‌گویید مدعی این موضوعند به خانواده‌های دانش‌آموزان آزاردیده گفته‌اند به این شرط به بچه‌هایشان کمک می‌کنند که با رسانه‌ها همکاری نکنند و به نوعی آنها را ترسانده‌اند.

راستش را بخواهید، اعتقاد من هم همین است. فرض کنید که این اتفاق برای خانواده من یا شما افتاده بود. آیا حق ما نبود انتظار این را داشته باشیم که فرد خاطی به اشد مجازات برسد ولی نخواهیم همسایه‌مان هم بفهمد؟ از نظر شما رسانه‌ای کردن این موضوع، وجه مثبت بیشتری دارد یا منفی؟

* از نظر من هم وجه مثبت دارد هم منفی. ولی نکته مثبت این موضوع این است که وقتی خانواده‌های بیشتری از این اتفاق باخبر شوند از این به بعد برای ثبت‌نام فرزندانشان در مدارس تحقیق بیشتری خواهند کرد و حساس‌تر خواهند شد تا این‌طور نباشد که بعد از گذشت یکی دو‌ سال از آزار دیدن فرزندانشان آن هم به دست ناظم مدرسه، تازه از آن باخبر شوند.

حس من این است که رسانه‌ای شدن این اتفاقات، ضربه‌ای که به جامعه می‌زند به مراتب بیشتر از نکته‌های مثبت آن است. ببینید، یک موقع هست همین یکی دو مورد که مثلا الان در تهران داریم در یک شهر شده 20 یا 30 مورد، در این صورت من حرف شما را قبول دارم ولی در تهران بزرگ در طول یک سال، یکی دو مورد اتفاق افتاده و این قابل رسانه‌ای کردن نیست.

* البته همین دو مورد را الان ما خبردار شده‌ایم، در حالی‌ که فعالان اجتماعی که به‌طور مستقیم در حوزه کودک‌آزاری کار می‌کنند، می‌گویند تعداد این اتفاقات، بیشتر از این حرف‌هاست و موارد کمی به آنها یا به رسانه‌ها گزارش می‌شود.

به‌ هر حال من این موضوع را به‌ عنوان یک پدیده اجتماعی نمی‌بینم و آن را یک پدیده موردی می‌دانم. با اینکه مثلا در کشورهای غربی اتفاقات این‌چنینی، خیلی بیشتر از ایران است، باز هم فضای روانی برای آن راه نمی‌اندازند و بیشتر مراقبت می‌کنند. من معتقد به آموزش هستم. من معتقدم قبل از اینکه مدیر و معاون مدرسه منصوب شوند، باید 30 تا 40 ساعت آموزش‌های مختلف ببینند که بعد شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم.

* سوال هم همین جاست. شما که معتقد به آموزشید، آیا این اعتقاد را ندارید که در مراحل گزینش مسئولان مدارس باید مراحلی هم مانند تست سلامت روانی و جنسی آنها وجود داشته باشد؟

به‌ هر حال چنین گزینش‌هایی در حال حاضر وجود دارد. اگر نبود که چنین اتفاقاتی یکی دو مورد نبود.

* خب همین به قول شما یکی دو مورد، آن هم در یک بازه زمانی کوتاه، چرا باید اتفاق بیفتد؟

به‌ هر حال، تصادف رانندگی در کشور اتفاق می‌افتد، نمی‌توان گفت راهنمایی و رانندگی کارش را نمی‌کند. نُرم حوادث اجتماعی، در یک حدی طبیعی است.

* اما آیا این حق کسانی است که قربانیان این افرادند که اتفاقی که برایشان افتاده، انکار شود یا تهدید شوند و آن‌طور که لازم است، پرونده‌شان پیگیری نشود؟

رسانه‌ای کردن، پیگیری و آموزش سه موضوع متفاوت است. اگر شما به‌ عنوان یک شهروند بگویید که چرا حراست آموزش و پرورش و دیگر قسمت‌های این وزارتخانه این موضوع را پیگیری نکرده، حق دارید، ولی وقتی این اتفاق نیفتاده و ما پیگیر این موضوعیم، این حرف به‌جا نیست.

* ولی پدر یکی از بچه‌هایی که معاون مدرسه او را آزار داده، در مصاحبه‌ای که با انجمن حمایت از حقوق کودکان کرده، گفته حراست کل آموزش و پرورش به او گفته این موضوع را لازم نیست پیگیری کند و چنین اتفاق‌هایی در آموزش و پرورش می‌افتد.

منظور کسی که در حراست بوده و این حرف را زده، این بوده که این موضوع را رسانه‌ای نکند، نه چیز دیگری. معلوم است، ما ایرانی‌ایم و دوست نداریم وقتی یکی دو اتفاق این‌چنینی در تهران می‌افتد، در رسانه‌های خارجی پخش شود. در حالی ‌که در کشورهای غربی روزی 5 مورد از این اتفاقات می‌افتد و آنها اجازه نمی‌دهند کسی خبردار شود. به هر حال کشور ما کشوری اسلامی است و به همین دلیل هم هست که چنین اتفاقاتی در ایران کم است. وقتی بعضی اشکالات ما را شبکه‌های خارجی پخش می‌کنند، غیرت ملی ما کجا رفته است؟ وقتی برای خانواده‌ای مشکلی پیش می‌آید، دوست ندارند در رسانه‌ها مطرح شود ولی دوست دارد یک فرد محرم با او صحبت کند و تا زمان به نتیجه رسیدن پرونده، او را یاری کند. رسانه‌ای کردن پدیده‌های منفی نه در کشور ما که در همه کشورهای دنیا پسندیده نیست ولی آسیب‌شناسی چرا.

* حالا جدا از بحث رسانه‌ای شدن این موضوع، آیا شما به‌ عنوان معاون وزیر آموزش و پرورش این قول را به بچه‌هایی که آزار جنسی دیده‌اند می‌دهید که آنها را رها نکنید؟

بله، همین الان هم این موضوع در حال پیگیری است و آموزش و پرورش در این‌باره مدعی است. اداره کل آموزش و پرورش تهران مدعی مجازات این مجرمان است و به دادگاه شکایت برده.

* غیر از پیگیری حقوقی، برای خود بچه‌ها و خانواده‌هایشان هم در نظر دارید کاری انجام دهید؟

بله، این بچه‌ها در حال حاضر نیاز به خدمات روانکاوی و توانبخشی دارند. این موضوعی است که پیش آمده و خاطیان هم باید به اشد مجازات برسند. آموزش و پرورش هم از همان روز اول ابلاغیه‌های آنها را لغو کرد و پیگیری‌های حقوقی را هم انجام می‌دهد. از طرف دیگر خیلی سریع برای تغییر نیروهای انسانی این دو مدرسه اقدام شده.

* مدیر مدرسه شهرک دانشگاه در منطقه 9 هنوز مشغول به کار است یا عزل شده؟

معاون مدرسه که خاطی بود همان روز اول دستگیر و عزل شد و مدیر هم با اینکه مقصر نبود و اشتباهش این بود که این موضوع را نفهمیده و کشف نکرده بود، عزل شد.

* در حال حاضر در پرونده مدرسه شهرک دانشگاه تهران، دقیقا چه تعداد دانش‌آموز درگیرند؟

تعداد آنها را نمی‌توانم اعلام کنم.

* تعداد 6 نفر که اعلام شده. غیر از آنها چند نفر؟

خب اگر می‌دانید، می‌دانید دیگر؛ پرسیدن ندارد! این پرونده حکم قضایی می‌خواهد و نمی‌توان حالا جزئیات آن را اعلام کرد. وقتی این موضوع اثبات شد، جزئیات آن هم اعلام می‌شود.

* نام این مدرسه چیست؟

نام مدرسه دقیقا خاطرم نیست ولی در گزارشی که دارم نام مدرسه قید شده است. موارد این شکلی را ما در آموزش و پرورش منطقه حل می‌کنیم و همه‌اش مربوط به وزارتخانه نیست. به نظر من خانواده‌ها نباید این موضوع را به هیچ‌وجه بیش از این رسانه‌ای کنند و باید برای حل مشکلات بچه‌ها پیگیری حقوقی و مشورت روانشناسی کنند. اگر این بچه‌ها در معرض رسانه‌ها قرار گیرند، دردشان رفع نمی‌شود و دیگر قابل علاج نیستند. اگر حالا هم یک روانشناس این بچه‌ها را ببیند، اولین حرفی که می‌زند این است که باید آنها را به یک مکان ناشناس برد.

* خب این ادامه همان فرهنگ ایزوله کردن و پنهانکاری است. این بچه‌ها چون آموزش لازم را ندیده بودند، بدن خود و حق بر بدنشان را نمی‌شناختند و کسی در این‌باره با آنها حرف نزده بود، حتی نمی‌دانستند معاون مدرسه با آنها چه کار می‌کند. به نظر شما جدا کردن این بچه‌ها از بقیه، آن هم بعد از این اتفاق تلخ، کار درستی است؟

بخشی از آموزش دست والدین است و بخشی دست آموزش و پرورش است و هر دوی اینها باید این آموزش‌هایی را که لازم است به بچه‌ها بدهند.

* با توجه به اتفاقات اخیر، آیا شما در معاونت پرورشی برنامه‌ای ندارید که در قالب جزوه، این مسائل و اینکه بدن بچه‌ها چیست و حق بدن آنها چیست آموزش بدهید یا با دفتر تالیف کتب درسی در این‌باره مذاکره‌ای نکرده‌اید؟

ما دفتر پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی داریم که برای آسیب‌های محرمانه و آشکار برنامه دارد. ولی موضوع این‌جاست که اگر پوشش این برنامه‌ها صد در صد هم باشد، باز آسیب پیش می‌آید. آسیب اجتماعی وجود دارد که ما شناخت آسیب‌ها را درس می‌دهیم وگرنه نمی‌دادیم.

* ولی در کتاب‌های درسی مسائل مربوط به آسیب‌های اجتماعی مانند همین آزار و اذیت‌های جنسی آموزش داده نمی‌شود یا این آموزش‌ها خیلی کم است.

ببینید! کشور ما جمهوری اسلامی ایران است؛ نه غربی است و نه اروپایی. هزار جا مدعی آموزش‌هایی‌اند که ما در مدارس می‌دهیم. مثلا سازمان پژوهش چند وقت پیش درباره پیشگیری از ایدز به میدان آمد و شروع به دادن آموزش‌هایی کرد ولی بلافاصله صدای خیلی‌ها از نقاط مختلف بلند شد و گفتند یعنی چه و چه دلیلی وجود دارد که چنین آموزش‌هایی وجود داشته باشد. بنابراین این‌طور نیست که مثلا ما آموزش‌های مربوط به حق بدن دانش‌آموزان را در جزوه‌هایی چاپ کنیم و به تیراژ میلیونی هم برسانیم و بتوانیم راحت کارمان را پیش ببریم. از نظر من این بیشتر از آنکه به آموزش و پرورش مربوط باشد به فضای اجتماعی ما مربوط است.

* ولی بچه‌ها 12‌ سال تأثیرگذار زندگی‌شان را در اختیار آموزش و پرورشند. چطور می‌توان گفت آموزش‌هایی این‌چنینی به آموزش و پرورش مربوط نیست؟

این یک واقعیت است که نمی‌توان همه مسائل را در جمع آموزش داد. مثلا آموزش مسائل مربوط به بلوغ و ... در وهله اول به عهده خانواده‌هاست. من یادم می‌آید به ژنو رفته بودم، وارد یک دبیرستان مختلط شدم و به مدیر گفتم این بچه‌ها سیگار می‌کشند و ...، آیا شما به آنها آموزش نمی‌دهید؟ او گفت نه، ما با آنها کار نداریم، با خانواده‌هایشان کار داریم. مسائل تعلیم و تربیت، پیچیده است و نمی‌توان همه نوع آموزشی را به همه و در هر سنی داد. نمی‌توان در یک کلاس 40 نفره ابتدایی، معلم وارد شود و بگوید بچه‌ها من امروز می‌خواهم به شما بگویم حق بدن شما چیست. یکی ممکن است بداند، یکی ممکن است خانواده‌اش سنتی باشد و برود خانه بگوید معلممان چنین چیزی گفت، فردا پدر و مادرش می‌آیند و در مدرسه را گِل می‌گیرند. این‌طور موارد را در کشور ما نمی‌توان به راحتی آموزش داد. در خیلی از کشورهای خارجی هم نمی‌توان به راحتی مسائل جنسی را آموزش داد. باید این مسائل برای خانواده‌ها، دختران در سن ازدواج و ... طبقه‌بندی شود.

* ولی همین آموزش برای خانواده‌های دانش‌آموزان هم در حال حاضر وجود ندارد. آیا مثلا انجمن اولیا و مربیان بالاخره می‌خواهد از لباس فعالیت‌هایی مانند جمع کردن کمک مالی برای مدارس بیرون بیاید و فعال‌تر کار کند یا نه؟ شما برنامه‌ای برای فعال‌تر کردن این انجمن ندارید؟

من با شما در این‌باره هم‌عقیده‌ام. من می‌پذیرم که ما باید در حوزه آموزش خانواده‌ها و هشدار پدر و مادر فعال‌تر باشیم. مادر اولین کسی است که اگر باهوش باشد باید در خانواده مسأله‌ای برای فرزندش به وجود آمد، متوجه شود. این آموزش‌ها باید ویژه باشد. مثلا مسائل ازدواج را نمی‌توان در کتاب‌های درسی دختران و پسران آورد. در کجای دنیا چنین اتفاقی می‌افتد؟ بعضی از آموزش‌ها در آستانه ازدواج است و جایش در دبیرستان‌ها نیست. مثلا در بعضی کشورها، کسانی که می‌خواهند ازدواج کنند باید یک دوره آموزشی 15 ساعته را بگذرانند و بعد گواهی ازدواج می‌گیرند ولی این آموزش‌ها در حال حاضر در کشور ما به صورت شکلی در آمده.

* که همین آموزش‌های شکلی هم حالا در حال کمرنگ شدن است یا در مجلس حرف از حذف آن است.

به هر حال جای این آموزش‌ها در مدرسه نیست و باید فکر دیگری برای آن کرد. اینها آموزش خانواده می‌خواهد. من هم موافقم که فعالیت‌های انجمن اولیا و مربیان به جمع کردن کمک مالی محدود شده در حالی‌ که دادن این آموزش‌ها به خانواده‌ها، وظیفه آن است. مثلا شما ببینید چرا این اتفاق آزار و اذیت جنسی در مدرسه علوی و رفاه نیفتاده؟ چون در این مدارس آموزش خانواده‌ها به صورت پایه به پایه وجود دارد. ما در این زمینه ضعف داریم و نیازمند توسعه آموزشی هستیم. من قبول دارم که ما باید آموزش را به‌ویژه در دوره ابتدایی بین خانواده‌ها ببریم و مسائل مربوط به حق بدن و بلوغ را به آنها آموزش دهیم تا به بچه‌ها منتقل کنند. در فرهنگ ما که فرهنگ دینی است و افراد مختلفی در این‌باره تصمیم می‌گیرند، موضوع باید سنجیده شود. مثلا نمی‌شود وزارت بهداشت جزوه‌ای را منتشر کند و بگوید بچه‌ها باید آن را بخوانند چون با 10 جای دیگر باید هماهنگ شود.

* این‌طور هم که به نظر می‌رسد این هماهنگی‌ها بسیار سخت است و شاید هیچ‌وقت اتفاق نیفتد.

نمی‌توان به این اندازه هم ناامید بود.

* خب اگر این‌طور است چرا جزوه‌های پیشگیری از ابتلا به ایدز، دوباره به مدارس برنمی‌گردند؟

من با آن جزوه‌ها مخالف بودم. آموزش، تبلیغات نیست که برایش جزوه چاپ و پخش کنیم. من می‌گویم که اگر این آموزش‌ها حساب‌شده نباشد ممکن است خطاهای جنسی را به دانش‌آموزان آموزش هم بدهد و تولید خطا کند.

* ولی در همه این سال‌ها به دلیل همین آموزش‌هایی که به بچه‌ها داده نشد و پنهان‌کاری شد، خیلی‌ها بیشتر دچار خطا شدند و موقع ازدواجشان مشکل پیدا کردند. خب چرا وقتی فعالان اجتماعی زیادی وجود دارند که اعلام می‌کنند به‌طور رایگان به بچه‌ها آموزش می‌دهند، این آموزش‌ها وجود نداشته باشد؟

من معتقدم در این حوزه علاوه بر آموزش خانواده‌ها باید در دانشگاه فرهنگیان و کتاب‌های درسی و متون آموزشی و پرورشی تجدیدنظر جدی درباره مسائل روز کنیم.

* سال‌هاست که ایران به کنوانسیون حقوق کودک پیوسته و دولت موظف است مفاد آن را به بچه‌ها آموزش دهد. فکر نمی‌کنید دیگر وقت آن است که این اتفاق در ایران بیفتد؟

بله، موافقم. کنوانسیون حقوق کودک در پیش‌نویس منشور حقوق شهروندی و دانش‌آموزی آمده و در سه قسمت حقوق اساسی، آموزشی و حمایتی این مسائل مطرح شده است.

* منتقدان معتقدند سال‌هاست که فعالیت معلمان پرورشی نمایشی شده و کارآیی چندانی در مدارس ندارند. آیا برای به‌روز کردن اطلاعات آنها و کارآمدترکردنشان برنامه‌ای ندارید؟

بله، محور برنامه‌ سال 93 ما پرورش است و راه آن هم به‌روزرسانی اطلاعات معلمان پرورشی و مشاوران است.

* درباره آموزش مسائل جنسی به آنها هم برنامه‌ای دارید؟

بله، ولی به معلمان پرورشی‌ای که مادر یا پدر باشند این آموزش‌ها را می‌دهیم، نه کسانی که مجردند. اشکال ما این است که آدم‌هایی به این آموزش‌ها وارد می‌شوند که خودشان متوجه این مسائل نیستند.



[ چهارشنبه 93/3/21 ] [ 3:38 عصر ] [ alimataji ]

مکارم شیرازی:سیستم بانکی ما رباست

خبرگزاری مهر: یکی از مراجع تقلید شیعیان گفت: بانک‌های کشور عقود شرعی را رعایت نمی‌کنند و این امر تنها بر روی کاغذ است و ما بانک اسلامی توام با ربا داریم.
 
آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی قبل از ظهر پنج‌شنبه در دیدار ولی الله سیف، رئیس بانک مرکزی در سخنانی اظهار داشت: وقتی دولت جدید سر کار آمد مردم به دو چیز امید بستند که یکی از آنها مسئله انرژی هسته‌ای بود که انتظار دارند به صورت آبرومندی این مشکل حل شود که امروز خوشبختانه در این مسیر قرار داریم و در صورت عدم لجبازی غربی‌ها امید است به نقطه مطلوب برسیم و مردم نیز منتظر این مسئله هستند.
 
وی با بیان این که انتظار دیگر مردم از دولت جدید بهبود وضعیت شرایط اقتصادی کشور است، افزود: در حال حاضر فشار اقتصادی بر طبقات پایین جامعه بسیار زیاد است و روزی نیست که نامه‌ای به دست ما نرسد که در آن مشکلات متعدد اقتصادی مردم به ما انتقال داده نشود.
 
استاد برجسته حوزه افزود: ما متولی حفظ حوزه‌های علمیه هستیم اما به اندازه وسع خود و تا جایی که به رسالت اصلی مان آسیب  وارد نشود در کمک به نیازمندان و اقشار مستمند تلاش می‌کنیم.
 
وی تصریح کرد: اگر مشکلات اقتصادی کشور و همچنین مسئله انرژی هسته‌ای حل شود پایه‌های دولت جدید در بین مردم مستحکم تر خواهد شد.
 
آیت الله مکارم در ادامه اظهار داشت: بسیاری از کارخانه‌ها مدعی هستند که حمایت‌های بانکی از آنان کافی نیست و با توجه به این که انرژی و همچنین دستمزدها افزایش یافته اما از آنان خواسته می‌شود که قیمت محصول تولیدی خود را افزایش ندهند که این امر منطقی به نظر نمی‌رسد و اگر مقدمات کار تولید گران شده باید مبلغ محصول هم افزایش یابد.
 
وی اضافه کرد: برخی از کارخانه داران در مراجعه به ما یکی از مشکلاتشان را پرداخت تسهیلات بانکی عنوان می‌کنند و می‌گویند بانک‌ها به مردم تسهیلاتی با 22 درصد ارایه می‌دهند اما از بخش تولید تسهیلاتی با 27 درصد که باید دید این میزان بر چه اساسی بوده و چرا باید بخش‌های تولیدی یک سوم بیشتر پرداخت کنند.
 
این مفسر قرآن کریم در ادامه تصریح کرد: بانک‌ها عقود شرعی را رعایت نمی‌کنند و اسلامی بودن آنها تنها بر روی کاغذ است و در واقع ما بانک‌های اسلامی توام با ربا داریم.
 
ارائه فاکتور صوری حرام است
 
وی در ادامه عنوان کرد: مکرراً دیده شده که بانک‌ها در قبال دریافت فاکتورهای صوری تسهیلات ارایه می‌دهند که این امر حرام است و بانک‌ها باید عقود اسلامی را رعایت کنند.
 
آیت الله مکارم ابراز داشت: فلسفه بانکداری اسلامی این است که بانک‌ها سرمایه‌های خود را به سمت تولید ببرند و از کسب درآمد از این محل بتوانند به سپرده گذاران سودهایی پرداخت کنند.
 
وی اضافه کرد: برخی از مردم از ما در خصوص دریافت سود بانکی سئوال می‌کنند که ما در جواب به آنها می‌گوییم بانکها مدعی هستند که سپرده‌های مردم را در بخش تولید سرمایه گذاری می‌کنند و از محل درآمد آنها این سودها داده می‌شود که دریافت این گونه سودها با این شرایطی که بانک اعلام می‌کند مشکلی ندارد و ما باید امر را بر صحت کار بگذاریم.
 
کیفیت بانکها در کشور پایین است
 
مرجع تقلید شیعیان در بخش دیگری از سخنان خود حضور شعبات متعدد بانک‌ها و رقابت‌های شدید آنها را جای سئوال دانست و افزود: متاسفانه در کشور ما کمیت بانک‌ها زیاد است اما کیفیت آنها پایین است و به عنوان نمونه در یکی از خیابانهای قم شعبات متعددی از بانک‌های مختلف در کنار یکدیگر قرار دارند.
 
وی در ادامه در خصوص مسئله رهن بانک‌ها اظهار داشت: مردم در برخی از موارد به ازای دریافت تسهیلات املاک خود را رهن می‌گذارند و بانکها هم باید به این امر توجه داشته باشند که رهن باید به میزان بدهکاری طرف گرفته شود و مابقی به او بازگردانده شود که متأسفانه موارد متعددی سراغ داریم که این موضوع از سوی بانک‌ها رعایت نشده است.
 
تاکید بر گسترش پرداخت تسهیلات قرض الحسنه
 
آیت الله مکارم شیرازی در ادامه با تاکید بر گسترش پرداخت تسهیلات قرض الحسنه در کشور  ابراز داشت: حسابهای جاری که مردم در بانکها دارند برای بانکها هزینه‌ای ندارد و در حقیقت سود خالص است که باید بخشی از آن به امر قرض الحسنه اختصاص یابد و ما نباید به خاطر جایزه و مسایل دیگر منتظر سرمایه گذاری مردم در زمینه حساب‌های قرض الحسنه باشیم.
 
وی تصریح کرد: در حال حاضر قرض الحسنه در کشور ما بسیار کم است که باید بیش از این باشد چرا که اسلام تاکید بسیار دارد که برکت کار در قرض الحسنه است.
 
همه مردم نباید به یک میزان از بیت المال استفاده کنند
 
مرجع تقلید شیعیان در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع پرداخت یارانه‌ها اشاره کرد و افزود: مسئله یارانه‌ها از روز اول با مشکل دچار بوده و بلایی بر سر ملت آورده است و این معنا ندارد که همه مردم به یک میزان از بیت المال استفاده کنند.
 
وی افزود: این انتقاد به مجلس شورای اسلامی در زمان تصویب این قانون وارد بود که چرا با این امر موافقت کردند که همه مردم از غنی و فقیر به یک نسبت یارانه دریافت کنند اما آنان در قبال این مسئله سکوت کردند و امروز شاهدیم که چرخ اقتصادی مملکت خوابیده است.
 
آیت الله مکارم شیرازی ادامه داد: اگر عده‌ای از روز اول با این طرح مخالفت می‌کردند و قانونی وضع می‌کردند که یارانه تنها به نیازمندان پرداخت شود شرایط کشور بهتر از امروز بود.
 
وی اظهار داشت: محدود کردن پرداخت یارانه‌ها به اقشار نیازمند برای دولت هزینه دارد که دولت باید این جراحی را صورت دهد چرا که امروز منابع بسیاری به منظور پرداخت یارانه‌ها هزینه می‌شود.
 
آمارهای دولت گذشته غیر واقعی بود
 
استاد برجسته حوزه علمیه در توصیه به رئیس بانک مرکزی تاکید کرد: سعی کنید آمارهایی که ارائه می‌دهید واقعی باشد چرا که یکی از بلاهای دولت سابق ارایه آمارهای غیرواقعی بود که موجب سلب اعتماد مردم از آنان می‌شد.
 
وی تاکید کرد: هر تشکیلاتی بر اساس آمار واقعی فعالیت خود را ادامه دهد پیشرفت می‌کند و  اگر از روی سیاسی کاری باشد شاهد رکود خواهیم بود و اعتماد مردم نسبت به دولت نیز سلب می‌شود.
(جانا تا الان کجا بودی)


[ جمعه 93/3/16 ] [ 11:36 صبح ] [ alimataji ]

شعر بهشت زورکی

ماهردو زیک آخور بوده ایم                                استاد وشاگردزیک خانه  بوده ایم

تو که زاخرت دم می زنی                               از بهشت ودوزخ دم می زنی

کار بهشت رانبی هم وانهاد                             انتخاب آنرابر آدمیان نهاد

ما زنبی هم بالاتریم  ؟                                 درنسخه پیچیدن اولی تریم؟

تازیانه دانی برگاوخراست                             شیخا سزای من تازخراست؟  

گریزدان می خواست مسلم شویم                 بهر لحظه ای محرم شویم

هفت گیتی به این رای نمی آلود                   نفس را بهر شیطان نمی آزمود

جاده بهشت در قلب ماست                          در رای ونیت عقل ماست

بهشت هرکس در قلب اوست                        مهر هفت دولت هم رای اوست

شهریارا کام بردهن گیرودیگر مگوی                   رسم روزگار این است کم گوی                      



[ جمعه 93/3/16 ] [ 11:34 صبح ] [ alimataji ]

آیت الله مصباح یزدی:زیارت امام خمینی برابر با زیارت امام حسین (ع

وی با اشاره به این‌که پیام خمینی(ره) همان پیام امام حسین(ع) است، خطاب به اعضای کاروان پیاده اظهار داشت:  تصور شخصی من این است که شاید ثواب کار شما، مانند ثواب کار کسانی باشد که با پای پیاده به حرم سیدالشهدا(ع) مشرف می‌شوند، لذا با توجه حرکت کنید، با وضو باشید و کار خود را کم مشمارید، چرا که این ایام از بهترین ایام عمر شما و از بهترین توفیقاتی است که نصیب شما شده است.

(فرداهم حتما می گند سخنان رهبر فتواهای  امام زمان است)



[ جمعه 93/3/16 ] [ 11:32 صبح ] [ alimataji ]

رهبر انقلاب:عدالت درکشور موج می زند

هنوز رد خون دختری جوان در آسفالت پیاده‌روی خیابان شریعتی تبریز، داغ آن ظهر اول خرداد را تازه نگه داشته است. خبر کوتاه بود، اما تلخ و گزنده. این بار این خبر تلخ‌تر و باور‌نکردنی‌تر از هر بار دیگر بود، آنقدر که به سرعت در تمام شهر پیچید. اما گویا آنقدر که این موضوع برای مردم اهمیت داشت برای مسئولان شهری مهم نبود و با گذشت بیش از 10 روز هیچ کس حتی برای عذرخواهی پشت تریبونی نرفته است. از همان نخستین روز این اتفاق بود که بهروز خامه‌چی، عضو قدیمی شورای شهر تبریز، به‌عنوان نماینده ویژه برای پیگیری این موضوع مامور شد.

به گزارش فرهیختگان، بهروز خاماچی صبح روز شنبه در صحن علنی شورای شهر تبریز گفت: با وجود اینکه 10 روز از آن حادثه تلخ گذشته ولی هنوز شهرداری و شورای شهر تبریز به جای عذرخواهی و اظهار ندامت از آن حادثه، مقصر را خود خانواده داغدار معرفی می‌کنند. وی افزود: مقصر و گناهکار اصلی این ماجرا در وهله نخست کسی است که این بلوک‌های بتنی را در خیابان‌های تبریز جای‌گذاری کرده است.

عضو کمیسیون فرهنگی شورای شهر تبریز ادامه داد: شهرداری تبریز در این خصوص باید توضیح دهد که امروز با وجود گذشت 10 روز برای پیگیری این ماجرا چه کاری انجام داده است.
وی با بیان اینکه حتی در قرون وسطی هم‌چنین قانونی برای پلمب نبود که این گونه با بلوک بتنی جلوی واحدهای متخلف گرفته شود، گفت: اگر کسی مثل این خانواده داغدیده وضع مالی خوبی نداشته باشد باید خونش پایمال شده و نادیده گرفته شود؟

شکایت خانواده متوفی در حال بررسی است


رئیس کل دادگستری آذربایجان شرقی هم از وصول شکایت خانواده مهناز اکبری خبر می‌دهد. مالک اژدرشریفی با اعلام این خبر به فرهیختگان گفت: شکایت این خانواده در دادسرای قضایی در حال بررسی است و مراحل قانونی خود را طی می‌کند. شریفی اطمینان خاطر داد که پس از طی مراحل قضایی و دادرسی پرونده، با خاطیان امر در هر جایگاهی که حضور داشته باشند، بدون اغماض برخورد خواهد شد. در چنین شرایطی و زمانی که مسئولان از ابراز هر گونه واکنشی خودداری کرده و موضع سکوت پیش گرفته‌اند، بازار شایعات در شهر داغ شده و مردم تحلیل‌های شخصی و شنیده‌های در گوشی را منبع استنادی خود قرار داده‌اند.

در بین این شنیده‌های مختلف، نماینده ویژه شهردار تبریز برای پیگیری ماجرای کشته شدن دختر جوان زیر بلوک بتنی شهرداری، شایعه رضایت دادن این خانواده داغدار از شکایت خود علیه شهرداری تبریز را رد کرد.

شهرداری چاره‌ای جز بلوک‌گذاری ندارد


تاکنون شهرداری تبریز نه‌تنها از اتفاق پیش‌ آمده اظهار تاسف نکرده، بلکه خود را محق به این روش پلمب با بلوک بتنی می‌داند. مرتضی آبدار، قائم‌مقام شهردار تبریز با این توجیه که شهرداری برای گرفتن طلب خود از شهروندان چاره دیگری جز متوسل شدن به روش‌هایی مثل بلوک‌گذاری ندارد، گفت: شهرداری 16 هزار پرونده مربوط به ماده صد دارد و اینها پول‌ها و بدهی‌های ما در دست شهروندان است.

این نوع پلمب‌گذاری جرم است


در این بین هریسی‌نژاد، مشاور حقوقی شورای شهر تبریز هم با صراحت از غیرقانونی بودن نصب این بلوک‌ها در سطح شهر خبر داد و به فرهیختگان گفت: از یک سال قبل با دستور صریح دادستان تبریز به شهرداری، این بلوک‌های بتنی برای پلمب واحدها نه‌تنها جرم شناخته می‌شود بلکه باید با آن برخورد قانونی هم صورت گیرد.

هریسی‌نژاد تاکید کرد: آن زمان علیرضا نوین شهردار سابق تبریز این حکم را به شهرداری تمام مناطق نیز ابلاغ کرده بود که این بلوک‌ها غیرقانونی است ولی متاسفانه به این موضوع بی‌توجهی شده است، شهرداری جدید هم برای اجرای حکم قضایی دادستان کوتاهی کرده و اقدامی نکرده است.

بلوک‌های بتنی جمع می‌شود؟


شاید تنها واکنش شهردار تبریز نسبت به وقایع اخیر این نکته بود که دستور داده شده تمام بلوک‌های بتنی از سطح شهر تبریز جمع‌آوری شوند. این در حالی است که بهروز خاماچی می‌گوید: با وجود تاکید شهردار تبریز و دادستانی طی روزهای اخیر، مبنی‌بر جمع‌آوری تمام این بلوک‌ها از سطح شهر، هنوز خبرهایی به ما رسیده که تعداد زیادی از این بلوک‌ها در مناطق مختلف شهری اعم از خیابان مارالان و سجادیه تبریز دیده می‌شود.

همچنین شهرام دبیری، رئیس شورای شهر تبریز هم اظهار کرد که از بهمن ماه پارسال دیگر این بلوک‌ها نصب نشده و آن‌هایی هم که در سطح شهر به چشم می‌خورند از پارسال باقی مانده‌اند.
در این بین اسماعیل چمنی، دیگر عضو شورای شهر تبریز هم با اشاره به این ماجرا گفت: این اتفاق چیزی در حد فاجعه بود که از بابت آن ما به‌عنوان شورای شهر تبریز از مجموعه شهرداری گله‌مند هستیم.

چمنی در جلسه شورای شهر تبریز ادامه داد: اینجا شهر جنگی نیست که بخواهیم با استفاده از بلوک‌هایی اینچنین چهره شهر را بر هم بزنیم. پلمب، حق قانونی شهرداری است، اما در صورتی که نحوه اجرای آن غیرقانونی نباشد.

امروز و فردای دادستان برای نتیجه تحقیقات


حالا اما با گذشت روزها از ماجرای مرگ تلخ مهناز، هنوز مقصر اصلی مرگ وی مشخص نشده است و همچنان شایعات حرف اول را می‌زنند. شایعه‌هایی مثل رد شدن کامیون از خیابان مقابل مغازه پلمب شده و واژگونی بلوک بتنی یا بالا رفتن پدر مهناز از بلوک و سعی او برای بریدن بنر نصب شده در بالای مغازه. ولی ظاهرا هیچ کدام از این ادعاها تا زمان اعلام تحقیقات دقیق قابل استناد نیست و باید منتظر نظر دادستان ماند.

موسی خلیل‌اللهی دادستان تبریز هم چند روز پس از آن حادثه گفته بود: با توجه به حساس بودن این موضوع و نیاز به بررسی دقیق در حال حاضر کارشناسان ما مشغول ادامه تحقیقات در این مورد هستند و درنهایت نتیجه این بررسی‌ها روز چهارشنبه هفتم خرداد به اطلاع افکار عمومی خواهد رسید. وی با بیان اینکه با وجود اعلام رسمی دادستانی مبنی‌بر اینکه جاگذاری بلوک‌های بتنی به‌عنوان روشی برای پلمب توسط شهرداری تبریز جرم است، یادآور شد: از 18 ماه قبل به‌طور رسمی به شهرداری اطلاع داده بودیم که باید هر چه سریع‌تر نسبت به جمع‌آوری این بلوک‌ها اقدام کند.

خلیل‌اللهی ادامه داد: استفاده از بلوک بتنی برای انسداد واحدهای متخلف توسط شهرداری خلاف قانون است و شهرداری برای این منظور می‌تواند از پلمب استفاده کند.

روز چهارشنبه برای پیگیری نتیجه این تحقیقات با دادستان تماس گرفتیم اما اعلام نظر نهایی این تحقیقات به روز شنبه دهم خرداد موکول شد. طی گفت‌وگوی تلفنی روز شنبه با موسی خلیل‌اللهی، پاسخ‌دهی در این مورد به فردای آن روز وعده داده شد که تا این لحظه پیگیری‌ها برای دریافت نتیجه تحقیقات از دادستانی به نتیجه نرسیده است.



[ پنج شنبه 93/3/15 ] [ 4:48 عصر ] [ alimataji ]

آیت الله سید احمد علم الهدی:با شلاق بی شلاق بهشتی تون می کنیم

سیداحمد علم الهدی در خطبه‌های این هفته نماز جمعه مشهد مقدس گفت: بار دیگر تذکر می‌دهم ما در مقام تضعیف دولت نیستیم چرا که این کار درستی هم نیست و اینها کارگزاران نظام هستند که حکم تنفیذ ولی فقیه را دارند، اما این به آن معنا نیست که ما پرچم پاسداری را کنار بگذاریم، ما باید در عرصه پاسداری از انقلاب همچنان بایستیم

وی اظهار کرد: بنده با حمله، مسخره و استهزا جا نمی‌زنم و همچنان سر جایم ایستاده‌ام و می‌گویم شبکه‌های اجتماعی و ماهواره بایستی کنترل و یا ممنوع شوند. امام جمعه مشهد افزود: این کلام خداوند در قرآن است که در سوره انعام می‌گوید دشمنان پیغمبر با شبکه ارتباطی که برخی به برخی دیگر القا می‌کنند دشمنی اشان را با پیغمبر اجرایی می‌کنند و مصداق آن هم همین شبکه‌های اجتماعی است. آیت الله علم الهدی افزود: صاحب فیس‌بوک یک صهیونیست است و صیهونیست‌ها بی‌دلیل میلیارد دلار پول برای یک شبکه اجتماعی پرداخت نمی کنند.

وی با بیان اینکه ما شبکه اجتماعی را می‌فهمیم و آن را حالی‌مان می‌شود گفت: یک شبکه اجتماعی که کارش دشمنی با پیغمبر است شما باید در مقابل این چه کاری انجام بدهید. امام جمعه مشهد افزود: شما باید زمانی شبکه اجتماعی بگذارید که مدیریتش در دست خود شما باشد و بتوانید مسائل زیانبارش را از بین ببرید. آیت الله علم الهدی با تاکید بر اینکه ما قصد تضعیف کسی را نداریم گفت: این درست نیست حرف‌هایی که زمانی ادبیات کسانی بود که قصدشان این بود یک عده بی دین را دور هم جمع کنند و پشت سرشان راه بیاندازند و جریان فتنه را بوجود بیاورند و شعار نه غزه نه لبنان سر بدهند را به زبان بیاوریم.

وی افزود: اینکه می‌گوییم نمی‌خواهیم با شلاق مردم را به بهشت ببریم درست نیست چرا که اصلا مسیر فطری انسان‌ها بهشت است و اگر انسان‌ها با مسیر فطری خودشان حرکت کنند حتما به بهشت می‌روند و کار پیغمبر هم مبارزه با کسانی بود که قصد جلوگیری از رفتن مردم به بهشت را داشتند. امام جمعه مشهد تاکید کرد: شلاق که سهل است با همه قدرت جلوی کسانی که قصد دارند جلوی بهشت رفتن مردم را بگیرند خواهیم ایستاد. 

علم‌الهدی افزود: اینکه برخی می‌گویند زمان رسانه های تک صدایی گذشته باید به آنها گفت این حرف را برای چه کسانی می‌زنید مگر بی‌بی‌سی و تایمز تک صدا نیستند و آیا تایمز تک صدا یک صهیونیست نیست و این تک صدایی که می‌گویید این برای این نیست که از شما راضی باشند، آیا این حرف‌ها را برای یک عده غربی تک صدا می‌زنید و ما اگر در نماز جمعه نهی از منکر می‌کنیم می‌گویید وقت تک صدایی گذشته است و فکر می‌کنید با این حرف‌هایی که می‌زنید چه کسانی به دنبال شما راه می‌افتند، جز یک عده هوس باز که می‌خواهند به اوج لذت مستانی اشان برسند، اینها که جز ضرر چیزی نگذاشته‌اند.


[ شنبه 93/3/10 ] [ 3:55 عصر ] [ alimataji ]

به خاطر بی پولی پدری دخترش را کشت

روزنامه اعتماد: «نتوانستم دیگر تاب بیاورم، کنترلم را از دست دادم، فشار روحی و ترس از بی‌آبرویی باعث شد که تصمیم بگیرم دخترم را بکشم.» اینها اعترافات پدری است که روز سوم خرداد امسال دخترش را به قتل رساند.

این جنایت در حالی در استان کرمانشاه به ثبت رسید که علاوه بر ماجرایی که در 13 تیر پارسال روی داد و دختری به دست خانواده‌اش به قتل رسید، هنوز مردم ماجرای قتل سه دختر به دست پدرشان که فیلم آن دست به دست می‌چرخید را فراموش نکرده بودند.

چند روزی است که ماجرای یک قتل خانوادگی و کشته شدن دختر 17 ساله در شهرک حسن‌آباد شهرستان کنگاور کرمانشاه دهان به دهان و محله به محله می‌چرخد. هرکس به نوعی از آن برداشت می‌کند و سعی می‌کند که آن را در ذهن خودش توجیه کند اما در آمارها هنوز کرمانشاه و مردم آنجا درگیر حادثه‌های اینچنینی هستند.

این حادثه درست پنج روز بعد ازقتل دو دختر جوان به دست پدرشان در تربت جام خراسان رضوی رخ داد؛ پدر بدبینی که به دلیل سوءظن، دو دخترش را به قتل رسانده بود. این مرد که بعد از کشتن دخترانش متواری شده بود بعد از دستگیری ادعا کرد که دیگر از دست آبروریزی‌های آنها خسته شده بود به همین دلیل تصمیم گرفت تا دخترانش را به قتل برساند و به این بی‌آبرویی پایان دهد. وی در ادامه اعترافاتش گفت: با همدستی پسرم این کار را انجام دادم و او کمکم کرد تا دخترانم را به حوالی شهرستان‌مان بکشانم و بکشم.

قتل دختر 17 ساله چگونه برملا شد

سوم خرداد ماه امسال پلیس در جریان یکی دیگر از این نوع قتل‌ها قرار گرفت. بعد از اینکه ماموران به محل رفتند با جسد غرق در خون دختر جوانی مواجه شدند که با ضربات چاقو از پا درآمده بود.

در محل حادثه ماموران پلیس با فردی مواجه شدند که قصد داشت از صحنه جرم متواری شود. این فرد که خودش حال پریشانی داشت با تمام تلاشی که می‌کرد تا خود را بی‌گناه جلوه دهد توسط پلیس دستگیر شد.

در بررسی‌ها از صحنه جرم مشخص بود که دختر جوان با ضربات متعدد چاقو به سینه و گردنش کشته شده چرا که روسری‌ای نیز به دور گردن این دختر پیچیده شده بود که نشان می‌داد حتی قصد خفه کردن او را داشته است اما آثار درگیری بر بدن وی وجود نداشت.

مرد همچنان اصرار داشت که صحنه جرم را جور دیگری نشان دهد اما مدارک و شواهد برعکس گفته‌های این مرد بود. در بررسی‌های دقیق‌تر معلوم شد که دختر جوان توسط همان پدری که می‌خواسته از محل متواری شود به قتل رسیده است.

با حضور بازپرس ویژه تحقیقات بیشتری به عمل آمد و در نهایت این فرد به قتل دخترش اقرار کرد. او در بیان نحوه چگونگی وقوع قتل به ماموران گفت: شنبه بود، دیگر از کارهای دخترم خسته شده بودم. خبر‌دار شده بودم که چند روز قبل از این حادثه نیز با دوستانش و چند پسر بیرون رفته بودند.

مشکلات خانوادگی و فشارهای دیگر نیز باعث شد تا تصمیم بگیرم به زندگی او پایان دهم. بنابراین با چاقو ضربات متعددی به بدنش زدم. قصد داشتم با روسری‌ای که دور گردنش پیچیده بودم خفه‌اش کنم که با همان ضربه چاقو جانش را از دست داد.

شنیده‌ها حاکی از آن است که دو روز قبل از این حادثه، دختر 17 ساله همراه با دوستانش که دوتن از آنها پسر بودند جهت گردش به اطراف شهر رفته بودند. در بازگشت ماموران ایست بازرسی آنها را دستگیر می‌کنند و دختر را تحویل خانواده‌اش می‌دهند. 48 ساعت از این موضوع نگذشته بود که پدر، دخترش را با ضربات چاقو و ادعای بی‌آبرویی می‌کشد.

یک ماجرای مشابه

یک سال قبل یک دانشجو به نام دنیا بر اثر ضرب و جرح شدید ناشی از دعوای خانوادگی، دچار خونریزی مغزی شد و جان خود را از دست داد. این دختر که توسط پدر و برادرانش برای دست کشیدن از ادامه تحصیل در اتاق زندانی شده بود چندین بار تلاش کرده بود تا خود را از حبس خانگی نجات دهد که هر بار با خشونت بیشتری روبه رو شد تا اینکه سرانجام در چهارم تیرماه 92 به سبب خونریزی مغزی جان خود را از دست داد.

مردم هنوز قتل سه دختر را فراموش نکرده‌اند

این قتل در حالی رخ داده است که مردم کرمانشاه هنوز قتل سه دختر نوجوان توسط پدرشان را از یاد نبرده‌اند. مهتاب 19 ساله، مهسا 16 ساله و لادن 12 ساله، شهریورماه سال 1390در حالی که برای خرید عروسی و گردش همراه پدر خود به زیارتگاه روستایشان واقع در تختگاه عادل‌خان درمنطقه دالاهو رفته بودند، بر اثر شلیک گلوله پدر به قتل رسیدند.

پدر این سه دختر که به اتهام حمل مواد مخدر و سلاح به حبس ابد محکوم شده بود برای مراسم عروسی مهتاب، دختر بزرگش از زندان مرخصی گرفت. روز حادثه هم به بهانه خرید، سه دخترش را از خانه بیرون برد. ولی بعد از گذشت ساعتی با عجله به خانه برگشت و خبر قتل سه دخترش را به زنش داد و فرار کرد. البته پدر، کشتن دخترانش را حاصل بی‌پولی و جلوگیری از بی‌آبرویی عنوان کرده است.

در روز آن حادثه مهتاب و دو خواهر دیگرش که از گردش با پدر خوشحال و از قضا مشغول فیلم گرفتن از این جمع خانوادگی نیز هستند، به یک‌باره قربانی شلیک گلوله پدر می‌شوند. در ابتدا پدر به شوخی عنوان می‌کند که اشهدتان را بخوانید ولی بعد شلیک دو گلوله کافی است که شوخی را تبدیل به یک قتل کند. مهتاب که در ابتدا شوک‌زده شده تنها از این اتفاق فیلم می‌گیرد ولی بعد با جیغ زدن و دویدن قصد دارد از دست پدر فرار کند که مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرد و کشته می‌شود.



[ جمعه 93/3/9 ] [ 11:43 صبح ] [ alimataji ]

لینک های ویژه

دیگر امکانات


بازدید امروز: 81
بازدید دیروز: 212
کل بازدیدها: 651916