سفارش تبلیغ
کمک به محرومان
کمک به محرومان

نظر نظام جمهوری اسلامی دادن شربت بالاتراز راه سازی است

خبرگزاری ایسنا: زهرا شجاعی داستانی جالب از اولین جلسه احمدی‌نژاد در کابینه که طبیعتا با وزرای کابینه خاتمی بوده است، نقل کرده است که شنیدنی است.

زهرا شجاعی در گفتگویی با اندیشه پویا اظهار کرد: با شرکت در هیئت دولت نهم تفاوت چشمگیر دوکابینه قبلی و جدید را متوجه شدم. از کابینه آقای خاتمی تنها من و آقای شیبانی رییس بانک مرکزی و دکتر رحمتی وزیر راه حضور داشتیم و آقای مهرعلیزاده هم که به‌کل نیامد. فضا سنگین بود. دستور جلسه خیلی ساده بود.

آقای احمدی‌نژاد از روی متن می‌خواند و هر موضوعی که تمام می‌شد دعوت به صلوات می‌کرد و وارد دستور جلسه بعدی می‌شد. نزدیک نیمه شعبان بودیم. آقای مشایی طرحی آورد با عنوان «میثاق با امام زمان، بیعت با رهبری» و یک میلیارد تومان برای شربت و شیرینی در جمکران درخواست هزینه کرد ...

وی افزود: آقای رحمتی وزیر راه در آن جلسه پیشنهاد خوبی دادند. گفتند که شربت و شیرینی که دولتی نیست و نیاز به تعیین اعتبار ندارد و به‌جای آن می‌توانید پانصد میلیون دیگر روی آن بودجه بگذارید تا ما جاده قم – جمکران را درست کنیم تا مردم در مسیر زیارت آسیب نبینند.

 آقای احمدی‌نژاد ناراحت شد و اعتراض کرد که این چه تفکری است، صدایش بالا رفت که دولت عوض‌شده و شما فکر می‌کنید مملکت را وزارتخانه حفظ می‌کند؟ گفت «جمکران است که کشور را حفظ می‌کند.



[ سه شنبه 93/11/28 ] [ 8:2 صبح ] [ alimataji ]

ارتقا یافتن یک اختلاس گردرنظام جمهوری اسلامی

در حین سخنرانی حمید رسایی نماینده پایداری علیه اصلاح‌طلبان، معترضان سال 88، و تکرار ادعاهای 5 ساله اخیر  یک دانشجو با شال و پوشش سبز و کفن پوش با پلاکارد اعتراضی مقابل سکوی سخنرانان آمد. روی پلاکارد این دانشجو به موضوع حکم محرومیت 5 ساله رسایی از خدمات دولتی اشاره شده و آن را مصداق "ریزش" عنوان کرده بود که در واکنش به آن رسایی سعی به توجیه حکم محرومیتش پرداخت و بلافاصله به «فتنه» پرداخت. گفتنی اینکه حمید رسایی به خاطر تخلفات اداری-مالی در زمان ریاست اداره ارشاد قم به 5 سال محرومیت از خدمات دولتی محکوم شده است.




[ سه شنبه 93/11/28 ] [ 8:0 صبح ] [ alimataji ]

نکونام مربی اوساسونا

جواد نکونام پامپلونا را به عنوان محل آغاز کار مربیگری خود برگزیده است.

طرفداری- جواد نکونام مانند برخی دیگر از بازیکنان پیشین تیم ملی از جمله وحید هاشمیان و فرهاد مجیدی قصد دارد تا کار مربیگری خود را از اروپا آغاز کند.

نکونام طبق توافقی که با باشگاه اوساسونا داشته، ضمن اینکه تا پایان فصل بازیکن این تیم است با انتهای این فصل، دوره آموزشی و مربیگری خود را در اسپانیا آغاز خواهد کرد و قرار است در بخش مربیگری با باشگاه اوساسونا همکاری کند.

به گزارش تسنیم، با توجه به اینکه نکونام قصد دارد در بازی دوستانه ایران - سوئد از دنیای فوتبال ملی کناره‌گیری کند، اسپانیا و باشگاه اوساسونا را مبدأ کار خود برای ورود به عرصه مربیگری برگزیده است.



[ سه شنبه 93/11/28 ] [ 7:56 صبح ] [ alimataji ]

تجاوز هولناک ووحشیانه در شبکه من وتو

«من را تهدید کردند که اگر حرفی بزنم از من فیلم گرفته‎اند و اول آن را نشان شوهرم می‎دهند و بعد هم پخشش می‎کنند. وقتی که این مسأله را شوهرم فهمید بدجوری به هم ریخت.»
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران،بیش از یکسال است که سری جدید مسابقه «بفرمائید شام» از شبکه ماهواره‏‎ای "من‎وتو" (manoto) پخش نشده است.

توقف این برنامه پس از تعطیلی "آکادمی گوگوش" بسیار عجیب بود، چرا که بفرمائید شام پس از برنامه یادشده جزو مهمترین پروژه‎های این تلویزیون لندنی به حساب می‌آمد.

اما اخبار واصله از کانادا، دلیل توقف یکباره سری جدید بفرمائید شام را -که گفته می‎شود قرار است در کانادا فیلمبرداری شود- بیشتر روشن می‌کنند.

پایگاه خبری ایرانیان مقیم کانادا با سر تیتر "جنجال بر سر یک پرونده در تورنتو" از جنایتی هولناک که دامنگیر تیم فیلمبرداری شبکه من و تو شده است پرده برمی‌دارد؛ جنایتی که به‎نوشته این سایت کانادایی، به ماجرای شکایت یک خانواده ایرانی در تورنتو و رسوایی جنسی "تیام" مجری شبکه من و تو و همکارانش برمی‎گردد که البته سروصدای زیادی هم به‎پا کرده است.

 

به کارمندان «من‎وتو» گفتم که شوهر دارم، ولی...! +تصویر سند

 سایت ایرانیان مقیم کانادا طی گزارشی در این باره نوشت: «سارا نام قربانی این پرونده است که با شکایت از کارکنان من و تو، مستقر در کانادا، خواهان اجرای عدالت است. او که از داوطلبان شرکت در مسابقه بفرمائید شام بوده است، با اصرار فراوان و بر خلاف میلش حاضر به گفتگو با سایت ایرانیان مقیم کانادا شد تا واقعیت و اصل ماجرا را برای مردم شرح دهد.»

منبع یادشده در ادامه با اشاره به موافقت تیم من و تو برای شرکت "سارا" در این مسابقه در تاریخ  26 اکتبر 2014 و شروع فیلمبرداری در منزل وی در همان روز، با قربانی این حادثه گفتگو کرد.

سارا در مصاحبه با این پایگاه گفت: «مثل همیشه صبح زود با شوهرم صبحانه خوردم و او رفت سر کار... اوائل صبح ساعت 8 تیم فیلمبرداری که می‎خواستند اپیزود اول را بگیرند به همراه تیام به خانه ما آمدند تا فیلمبرداری را شروع کنند. تا بعدازظهر همه چیز خوب پیش می‎رفت و من همه نقش‎ها را خوب بازی کردم تا اینکه غروب شد و کار متوقف شد و قرار شد که چند نفر بیرون از خانه از آمدن مهمان‎ها فیلم بگیرند.

آقای تیام به همراه دو نفر دیگر داخل خانه ماندند که ادامه فیلمبرداری را زمان ورود مهمان ها ادامه بدهند. در همین زمان وقتی من برای تم آن روز رفتم تا لباس مخصوص آن تم را بپوشم و گروه فیلمبرداری دوباره کارش را شروع کند، یکدفعه دیدم آقای تیام و آن دو نفر بدون اجازه آمدند داخل اتاق؛ شوکه شدم ولی فکر کردم چیزی احتیاج دارند که اینطوری وارد اتاق شدند!»

قربانی این جنایت هولناک ادامه داد: «تیام دوربین دستش بود و آن دو نفر آمدند طرفم و به من ابراز علاقه کردند. من به آن‎ها گفتم که شوهر دارم و کلی جیغ و داد و فریاد زدم ولی آن آدم‎های [...]  وقتی دیدند من دارم مقاومت می‎کنم کتکم زدند و دو نفری به من تعرض کردند.

بعدش هم من را تهدید کردند که اگر حرفی بزنم از من فیلم گرفته‎اند و اول آن را نشان شوهرم می‎دهند و بعد هم پخشش می‎کنند. وقتی که این مسأله را شوهرم فهمید بدجوری به هم ریخت...

با اینکه من از ترس آبرو نمی‌خواستم این قضیه را کسی بفهمد، شوهرم نمی‌توانست بی‌خیال شود و مدام اصرار داشت که باید شکایت کنیم و دمار از روزگارشان دربیاوریم.»

 سارا همچنین در این گفتگو از پیگیری شکایت خود و ممنوع الخروج شدن تیم سازنده بفرمائید شام از کانادا خبر داد و علت به تأخیر افتادن پخش سری جدید بفرمائید شام از تلویزیون من و تو را این پرونده بیان کرد.

البته به تازگی دادگاه کانادا حکم ممنوع الخروج بودن آن دو نفر متجاوز را صادر و بقیه عوامل مستقر در کانادا را رها کرده است.

 سارا در پایان مصاحبه خود با پایگاه ایرانیان مقیم کانادا گفت: «واقعا دوست نداشتم این گفتگو را با شما انجام بدهم چون اصلا دلم نمی‎خواست که این موضوع اینقدر پخش بشود و ادامه پیدا کند. ولی اصرار شما و اینکه دیدم این قضیه بین ایرانی‎های کانادا خیلی پیچیده، مجبورم کرد تا این گفتگو را داشته باشم.»

 خاطرنشان می‎شود برنامه بفرمائید شام پس از تعطیلی و ناکامی آکادمی گوگوش، بیشتر سرمایه‏‎گذاری‎های شبکه من و تو را به خود اختصاص داد.

امتیاز برنامه بفرمائید شام از شرکت انگلیسی «ITVGLOBAL» خریداری شده است و هدف از تولید آن، تغییر سبک زندگی ایرانی-اسلامی مردم کشورمان با ترویج شراب‎خواری، بی‎بندوباری، تخریب آموزه‎های دینی، توهین به قومیت‎های ایرانی و... می‎باشد.

 با توجه به افشاگری پایگاه ایرانیان مقیم کانادا، باید گفت معلوم نیست چند نفر دیگر از شرکت‎کنندگان برنامه بفرمائید شام قربانی هوس‎بازی عوامل آن شده‎اند و از ترس آبرو و برای جلوگیری از انتشار فیلمشان، لب فروبسته‎اند!؟

حلقه مفقوده این ماجرا وقتی پیدا می‌شود که چندی پیش مدیر یکی از تلویزیون‎های لس‎آنجلسی از قاچاق دختران توسط "کیوان عباسی" مدیر شبکه من و تو پرده برداشت و فاش کرد که او یک شبکه پورنو به‎نام "هاستلر تی‎وی" را نیز در کانادا اداره می‎کند.

 مجددا یادآور می‎شویم، پخش سری جدید برنامه بفرمائید شام که از یک‎سال پیش قرار بود در کشور کانادا تولید شود، متوقف شده است.

البته مدیران شبکه من و تو به تازگی وعده داده‌اند که با حل و فصل پرونده مذکور در محاکم قضائی کانادا، طی ماه‎های آینده سری جدید برنامه بفرمائید شام را روی آنتن خواهند فرستاد.



[ سه شنبه 93/11/28 ] [ 7:55 صبح ] [ alimataji ]

زنده بودن بعد از دویست سال

دست چپ لامای مومیایی شده باز است و دست راست او به حالت نمادینی به موعطه اشاره می‌کند. این یعنی این لاما هنوز زنده است و در حالت مراقبه شدید و عمیقی به نام "توکدام" قرار دارد.

به گزارش  گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران، پس از پیدا شدن راهبی بودایی که 200 سال پیش در حالت مدیتیشن مومیایی شده‌، گفته می‌شود احتمال دارد او هنوز زنده باشد.


 یک راهب بودایی 200 سال پیش به حالت نشسته با زانوان و دست‌های خم در پوست گاو مومیایی شده و پس از پیدا شدن او در مغولستان گفته می‌شود ممکن است او هنوز زنده و در خلسه‌ای ذهنی به نام «توکدام» باشد!

این مومیایی که در حالت معروف نیلوفر نشسته‌، به مرکز تخصصی قانونی در «اولان باتور» فرستاده شده است.

به گزارش نشنال پست‌، حالت «توکدام» در دین بودایی‌ها نزدیک‌ترین حالت به «نیروانا» و یکی از مدیتیشن‌های قوی محسوب می‌شود.

به گفته‌ یکی از اساتید موسسه هنر بودایی مغولستان‌، دست چپ لامای مومیایی شده باز است و دست راست او به حالت نمادینی به موعطه اشاره می‌کند. این یعنی این لاما هنوز زنده است و در حالت مراقبه شدید و عمیقی به نام "توکدام" قرار دارد.

این مومیایی در یک غار پیدا شده است.



[ سه شنبه 93/11/28 ] [ 7:50 صبح ] [ alimataji ]

بازیگری که دنیایش را عوض کرد

مجله زندگی ایده آل - مصطفی رافت - محمدحسین‌زاده: سامان ارسطو چهره‌ای شناخته‌شده در عرصه بازیگری تئاتر، سینما و تلویزیون است. او سال‌هاست که به تلاش و فعالیت مستمر در این زمینه مشغول است و علاوه بر بازیگری، کارگردانی را نیز بارها تجربه کرده است. او این روزها مشغول اجرای نمایش «همه دزدها که دزد نیستند» است که البته بازگشت او بعد از هشت سال به عرصه کارگردانی در تئاتر است؛ هشت سالی که به گفته خودش ممنوع‌الکار نبوده ولی غیرمستقیم اجازه کارکردن پیدا نکرده است! نکته‌ای که در زندگی او حواشی زیادی ایجاد کرده بود، تغییر جنسیت وی بود که او را وارد فاز جدیدی از زندگی و حتی حواشی کرد.

سامان ارسطو چهره‌ای شناخته‌شده در عرصه بازیگری تئاتر، سینما و تلویزیون است. او سال‌هاست که به تلاش و فعالیت مستمر در این زمینه مشغول است و علاوه بر بازیگری، کارگردانی را نیز بارها تجربه کرده است. او این روزها مشغول اجرای نمایش «همه دزدها که دزد نیستند» است که البته بازگشت او بعد از هشت سال به عرصه کارگردانی در تئاتر است؛ هشت سالی که به گفته خودش ممنوع‌الکار نبوده ولی غیرمستقیم اجازه کارکردن پیدا نکرده است! نکته‌ای که در زندگی او حواشی زیادی ایجاد کرده بود، تغییر جنسیت وی بود که او را وارد فاز جدیدی از زندگی و حتی حواشی کرد.

سامان ارسطو، بازیگر زنی که تغییر جنسیت داد و مرد شد


همه دزدها که دزد نیستند!

این روزها مشغول اجرای نمایشی به نام «همه دزدها که دزد نیستند» اثری از داریوفو هستم که توسط جمشید کاویانی ترجمه شده و بعد از سال‌ها دوندگی توانستم برای اجرای آن سالن بگیرم؛ آن هم سالن مشایخی چون به افرادی مثل من سالن تئاتر شهر را نمی‌دهند. اجرای ما از سوم دی شروع شده و تا 21 دی ادامه دارد. این نمایش ماجرای دزدی است که برای دزدی وارد خانه شهردار می‌شود ولی در آنجا با اتفاقات عجیب دیگری روبه‌رو می‌شود.

بازگشت من به صحنه تئاتر

من بعد از هشت سال مجدد با این کار به صحنه تئاتر بازگشتم و برای این کار بسیار دوندگی کردم. زمانی به من گفتند مجوز کار دارم که کارگاه نمایش را خراب کردند و به زمان جشنواره خوردیم. من هم مجبور شدم این کار را به رغم میل باطنی‌ام در سالن مشایخی روی صحنه ببرم. به هر حال بودجه که همیشه متعلق به از ما بهتران است. ما گفتیم بودجه نمی‌خواهیم، فقط سالنی برای کار بدهید که مردم بیشتری آن را بشناسند و بیایند. بعد از
 28 سال کار و سختی، سالن کوچک استاد مشایخی در مجموعه ایرانشهرشاید برای کارگردانی که یکی‌دو سال آمده باشد خوب باشد اما برای من نه.

 نمی‌دانم چرا ؟

هیچ‌وقت نفهمیدم چرا در طول سال‌هایی که کار نکردم، اجازه کار نداشتم. نامه‌ای به من دادند که شما ممنوع‌الکار نیستید! اما عملا قضیه طوری بود که با آزارهای مختلف جلوی کار مرا می‌گرفتند. من در این هشت سال کاری نداشتم. قرار بود در نمایشی نقش اول را داشته باشم اما وقتی سر کار رفتیم به آنها گفته بودند اگر سامان ارسطو در کار شما باشد، اجازه کار نخواهید داشت. آنها نیز کار را با بازیگر دیگری ادامه دادند و اگرچه اولین کار کارگردان بود اما نمایش را در تئاتر شهر به اجرا برد. بعد آقایان حیدری و موسوی زیر حرف خود زدند که ما این حرف را نزدیم.

حتی از آنها رسما شکایت کردم اما ترتیب اثری داده نشد. علنا از آنها در مصاحبه‌هایم نام می‌برم تا بیایند جلو و سکوت نکنند که بدانم علت این بدگویی‌ها چه بوده است. حتی کاری را برای اجرا انتخاب کردم که گفتند نمی‌شود چون متن مناسبی ندارد و... اما بعد دیدم همان کار در بهترین سالن با کارگردان و گروه دیگری اجرا شد. حتی کار را بازبینی نکردند که من بپذیرم کارگردانی من ضعیف بوده و کارگردانی آن شخص قوی‌تر. این مشخص است که فقط نمی‌خواستند من آن را کار کنم.

بایکوت شده‌بودم

هرگز جایی به شکل مستقیم یا غیرمستقیم اسمی از ممنوع‌الکار بودن من نبود اما به شکل عجیبی بایکوت شده بودم. من در تمام این سال‌ها نه‌لابی کرده‌ام، نه پول داده‌ام، نه پارتی داشتم، نه آدمی را واسطه کردم و نه جز خدا جلوی کسی تعظیم کرده‌ام. آنها یک فرد کرنش‌گر می‌خواستند که من این کار را نمی‌کنم. بعد از جراحی‌هایم فقط یک نمایش کارگردانی کردم آن هم با واسطه که برای اجرا سالن محراب را دادند؛ سالنی که تماشاچی را باید به زور به آنجا برد و به هر حال اجرای من و زحماتم در آن کار سوخت.

حتی پوستر مرا هم نزدند. برای همین کار «همه دزدها که دزد نیستند» نیز به قدری دیر مجوز دادند که من فرصت مناسبی برای تهیه پوستر نداشتم.

شوهای فشن برگزار کنید!

روزی در فرهنگسرای ارسباران به من گفتند اگر چهره دارید، اینجا اجرا بگذارید. من نمی‌دانم یعنی چه؟ خب چرا یک شو فشن نمی‌گذارید که تمام چهره‌های سینما بیایند، روی صحنه قدم بزنند و مردم هم پول بدهند. دلیل آنها این است که وجود چهره فروش را بالا می‌برد اما نمی‌دانند در این صورت آن آقا و خانمی که می‌آید تئاتر، برای تماشای آن بازیگرها می‌آید و نه برای دیدن نمایش. این دلیل فروش بالا نیست. البته خودشان این مسئله را خوب می‌دانند.

آنهایی که دنبال بهانه می‌گشتند!

اصلا اینطور نبوده که جراحی من باعث این بایکوت یا ممنوع‌الکاری عجیب من شود چون قبل از جراحی نیز همین مشکلات را داشتم. البته آن موقع کمتر بود. همیشه در نوعی بلاتکلیفی بودم. اگر ماجرای شخصی در بین است به من بگویند که آن را برطرف کنم کما اینکه مشکل و شکایت شخصی را می‌توان در دادگاه حل و فصل کرد و نباید جلوی کار و فعالیت من گرفته شود. آنها جواب مرا هم نمی‌دهند. چرا؛ چون پست دارند و من ندارم، چون میز دارند و من ندارم.

من اگر نان و پنیر خوردم حاصل تلاش خودم بود اگر جوجه‌کباب هم خوردم بازهم حاصل تلاش خودم بود. هرگز از حق کسی استفاده نکرده‌ام. این ماجراها ربطی به جراحی من نداشت. وقتی کارهایم را انجام داده‌ام و نامه‌ام را از قوه قضائیه گرفتم در آن تبصره‌ای آمده بود که این شخص از این تاریخ با این جنسیت هستند و می‌توانند ادامه کار بدهند. من حقوق‌بگیر وزارت ارشاد هستم و حقوقم را هم گرفته‌ام. در سر کار مشکلی برایم پیش نیامد و این مسائل اصلا به این موضوع مربوط نیست. برای همین هرگز فکر نکردم که چرا جراحی کردم. هرگز پشیمان نشدم و خیلی هم خوشحالم. البته مشکل من آنقدرها حاد نبود. به نظر می‌آید حالا بهانه‌یی پیدا کرده‌اند و مدام با توسل به آن به این جریان دامن می‌زنند.

ای آقا. . . چرا دروغ می‌گویید؟

بعضی‌ها با در‌آمد تئاتر خانه و ماشین می‌خرند اما واقعا مگر می‌شود؛ پس چرا ما نتوانستیم؟ من در تمام کارهایم نقش اصلی بودم اما چیزی ندارم. در سینما هم با کارگردان‌های خوبی مثل کیمیایی، فرهادی، تبریزی و. . . کار کردم. طرف لباس 500 هزار تومانی می‌پوشد و می‌گوید فقط تئاتر کار می‌کند. مگر می‌شود.

آن وقت بازیگر من با 10 سال تجربه تئاتر پول ندارد تا سر تمرین بیاید. پول اجاره خانه‌اش را ندارد. من در اداره تئاتر کار می‌کنم آن وقت سالن تمرین ندارم. باید بیایم پلاتو را ساعتی هشت هزار تومان اجاره کنم. آن هم با این اسم که مدرس، کارگردان و بازیگر باسابقه تئاتر هستم که آن هم بدون هیچ دلیلی نمی‌خواهند اجازه بدهند کار کنم. چرا اینقدر دروغ می‌گویید؟

قصه زندگی خودم را نوشته‌ام

در حال‌حاضر قصه‌ای نوشته‌ام که زندگی خودم است و اگر روزی سالن تئاتر شهر را به من بدهند، آن را کار خواهم کرد چون آنجا خیلی بیشتر دیده خواهد شد و اثرگذارتر خواهد بود. متاسفانه در حال‌حاضر دو سالن بیشتر نداریم که مردم آنها را بشناسند؛ فقط تئاتر شهر و ایرانشهر؛ باقی سالن‌ها را مخاطب به راحتی نمی‌آید.

من دلم می‌خواهد تئاتر مرا همه مردم ببینند. تئاتر مختص قشر خاصی نیست. یک اصطلاح بدی باب شده به اسم تئاتر روشنفکری! در حالی‌که اول باید روشنفکر را پیدا کنیم. دلم می‌خواهد تئاتر مرا حتی آن کسی که خیابان را جارو می‌کند، ببیند چون یک مشکل اجتماعی است و اجتماع را همه آدم‌ها تشکیل می‌دهند.

تغییر جنسیت دادم، نه تغییر فکر

مسئله مهم این است که در جراحی‌ که چه من و چه هر شخص دیگری انجام داده‌ایم، تغییر جسم و جنسیت برای ما ایجاد شده است. یعنی من قالب فیزیکی‌ام تغییر کرده و ربطی به افکارم ندارد. من اگر آدم مثلا بدذاتی هستم یا برعکس آدم خوبی هستم، بعد از جراحی که تغییر نمی‌کنم. این ویژگی‌ها مربوط به ذات من است. به همین علت هویت من همان است که بود. من هنوز هم همان آدم سابق هستم چه در لباس قبلی و چه در لباس فعلی. نگاه من و ذهنیت ارسطو تغییر نکرده است.

حس خوبی از جراحی‌ام دارم

وقتی جراحی روی من انجام شد، خیلی حس خوبی داشتم، احساسی مانند حس رهایی. من فیلم «آینه‌های روبه‌رو» را دیدم و به نوعی در تمام مدت کار کنارشان بودم. از من مشاوره گرفتند و حتی خانم طائرپور لطف کرد اسم مرا در تیتراژ آورد. من پلان به پلان فیلم گریه کردم و تمام آن را لمس و درک می‌کردم.

هرچند فیلم کاستی‌هایی هم داشت و ماجرا را آنچنان دردناک نشان نداد و خیلی سریع از کنار برخی مسائل عبور کرد. به نوعی کارگردان نمی‌خواست مخاطب را نیشگون محکمی بگیرد و حرفش را به آرامی زد. متاسفانه آن اتفاقی که باید برای فیلم می‌افتاد، رخ نداد. اکران و تبلیغات خوبی نداشت و ماهیت کار خیلی در زمان اکران مشخص نبود. چه بسا اگر این‌طور می‌شد، انعکاس بیشتری داشت.

برای تصمیمم بهای سنگینی پرداختم

من زمانی تصمیم به جراحی گرفتم که در اوج کارم بودم. راستش باید زمانی می‌رسید که من به خودم بگویم دیگر نباید به این شکل ادامه بدهم. باید حتما به آن خودشناسی و باور خودم می‌رسیدم. اینکه باور کنم من مهم هستم. حس کردم باید از این قالب رها شوم و در جسم واقعی خودم قرار بگیرم. من در مصاحبه قبلی‌ام با ایده‌آل هم گفته‌ام که انسان باید به آن مرحله از باور برسد که تصمیم بگیرد. باید این پروسه طی می‌شد تا به آن برسم.

معتقدم آدم برای رسیدن به برخی چیزها، باید بهایش را نیز بپردازد. من باید به آن مرحله می‌رسیدم که بتوانم بهای کارم را بپردازم و از آن مشکلات احتمالی نترسم. شاید در این بها دادن شما تنها شوید، چیزهایی را از دست بدهید و... که برای من هم بهای سنگینی بود. چیزهای زیادی را از دست دادم. بعد از آن جراحی، دیگر نتوانستم در سینما خیلی کار کنم. بعد از «چشم» ساخته جمیل رستمی کاری نداشتم؛ بیش از 10 سال می‌شود. سریال «سرزمین کهن» کمال تبریزی هم که توقیف شد. برخی دوستان قدیمی‌ام کنار کشیدند و حتی دیگر جواب مرا هم ندادند. اما جناب تبریزی همیشه باز از من استقبال کردند.

سامان ارسطو، بازیگر زنی که تغییر جنسیت داد و مرد شد


با عشق به تئاتر ادامه می‌دهم

با این همه آزار، ادامه دادن کار برای من واقعا از روی عشق است. سال 75 پدرم فوت شد. از تهران به شاهرود رفتم. پدرم بیمارستان بود. فردای آن روز به کما رفت و فوت شد. بدون معطلی بعد از تشییع جنازه برگشتم تئاتر و کارم را ادامه دادم. این فقط عشق است و نمی‌شود آن را تعریف کرد. یاد گرفته‌ایم که تئاتر ورای هر چیز و هر احساسی است.

تئاتر برای بچه پولدارهاست!

خیلی از افراد جدیدی که به‌راحتی در ایرانشهر و تئاتر شهر اجرا می‌روند، بچه پولدار و میلیونر هستند. تئاتر ما شده تئاتر سرمایه‌داری. خب شفاف بگویید کسانی که پول ندارند، نیایند. حرف من این است، اگر قرار است بودجه‌ای در کار باشد به همه بدهند؛ حالا اگر به یک نفر بیشتر بدهند، با اینکه انصاف نیست اما باز اشکالی ندارد. اینطور نباشد که حق چند نفر را هم بگیرند و به گروه‌های دیگر بدهند و بعضی‌ها اصلا چیزی نگیرند. مثل پدری که چند فرزند دارد، قرار نیست به یکی از آنها یک میلیون بدهد، به یکی 500هزار و به دیگری اصلا پولی ندهد.

این ظلم است. حق من این نیست که بعد از سال‌ها تدریس تئاتر در روستاها، شهرها، محل‌های دورافتاده و. . . اینطور با من رفتار شود. حتی از تمام آدم‌هایی که من به عنوان بازیگر با آنها قرار داشتم، بپرسید که من حق خودم را به عنوان بازیگر نگرفته‌ام چون برای من مهم نبوده است. همیشه گفتم پول بچه‌های گروه مرا بدهند، خود من مهم نیستم. من در جمعه بازار بساط کرده‌ام که هر تئاتر و هر فیلمی کار نکنم!

خسته شده‌ام اما هنوز ایستاده‌ام!

این روزها بعد از این همه اتفاقات خیلی خسته‌ام اما هنوز ایستاده‌ام. محکم هم ایستاده‌ام. دوست ندارم کسی از آنها که این روزها هوای مرا نداشتند، سر مزارم بیایند یا بعد از مرگ از من یاد کنند. مُرده که مُرده است، جسمی است که به خاک سپرده شده. بهتر است تا زنده هستیم هوای هم را داشته باشیم. چرا تا زنده‌ایم به هم لبخند نزنیم و دستان هم را محکم نگیریم. . . ؟ در حال‌حاضر بیمار و مشکوک به ام‌اس هستم و حتی دارو مصرف می‌کنم. پزشک گفته نباید دچار استرس شوم اما واقعا مگر می‌شود؟ زندگی من پُر شده از استرس. از طرفی دوست ندارم از ایران بروم. می‌خواهم اینجا بمانم و آن چیزی که حق من است را بگیرم. می‌خواهم کار کنم. من حتی فرش زیر پایم را فروختم و کار کردم ولی کنار نکشیدم!



[ جمعه 93/11/24 ] [ 8:52 صبح ] [ alimataji ]

حقوق رهبر ایران

جام جم آنلاین: سطح شفافیت در مورد حقوق دریافتی پادشاهان و سران دولتها در اروپا بسیار متفاوت است. در حالی که دربار سلطنتی بلژیک هیچ اطلاعاتی در باره حقوق پادشاه کنونی این کشور فاش نمی کند، در بریتانیا حتی جزییات دریافتی های ملکه انگلیس برای هر بخش معلوم است.

 در بودجه ای که برای او در نظر می گیرند، به عنوان مثال، برای نوشیدنی های الکلی (500.505 یورو)، خشکشویی (875.884 یورو)، تلفن (250.253 یورو) یا سیستم گرمایشی و سرمایشی کاخ باکینگهام که اقامتگاه ملکه است، (یک میلیون و 250 هزار یورو) سقف هزینه تعیین می شود.
 
یکی از پادشاهان اروپایی که بیشترین حقوق را دریافت می کند،«ویلم الکساندر» موسوم به «گییرمو» پادشاه هلند است. او سالی 825 هزار یورو حقوق می گیرد. «فلیپه شش» پادشاه اسپانیا نیز که تاکنون حدود 285 هزار یورو حقوق سالانه می گرفت، به دلیل تداوم بحران اقتصادی کشورش و با هدف کسب وجهه اجتماعی بهتر اعلام کرده است حقوق خود را در سال جاری 20 درصد کاهش می دهد و سال آینده نیز 10 درصد دیگر از آن خواهد کاست. البته، این رقم غیر از حقوقی است که بطور جداگانه برای دیگر اعضای دربار اسپانیا نظیر همسرش، ملکه لتیسیا و خوان کارلوس پادشاه قبلی پرداخت می شود.

برای آنکه تصویر روشن تری از این دریافتی ها داشته باشید، خوب است بدانید هر یورو در حال حاضر در بازار آزاد ایران حدود چهار هزار تومان می ارزد. از طرف دیگر، متوسط حقوق کارمندان در کشوری مثل اسپانیا با احتساب عیدی و پاداشهای سالانه از 26 هزار یورو فراتر نمی رود.

بر اساس آمار میانگین حقوق کارمندان در 39 کشور جهان در سال 2013 میلادی، سوییس با 71 هزار یورو، نروژ 67 هزار یورو و استرالیا 56 هزار یورو، بالاترین و کشورهای اروپای شرقی نظیر بلغارستان با 4500 یورو و رومانی 5600 یورو و مکزیک در امریکای لاتین با 5700 یورو در سال کمترین میزان پرداخت حقوقها را دارند.

با این توضیحات، گزارش روزنامه ال پاییس اسپانیا را از میزان حقوق سالانه سران چند کشور اروپایی و امریکا تقدیم می کنیم:

انگلیس

بودجه دربار: 38 میلیون و 780 هزار یورو که معادل 15 درصد از عواید سالانه املاک عمومی ملکه ایزابل است. سقف هزینه های دربار انگلیس در هر بخش کاملا مشخص است و همانطور که گفته شد آنها اجازه دارند تا سقف 500 هزار یورو در سال فقط صرف مشروبات الکلی کنند.

هلند

بودجه دربار: 38 میلیون یورو. «ویلم الکساندر» (گییرمو) پادشاه هلند، از این مبلغ به میزان 825 هزار یورو به عنوان حقوق و 4 میلیون و 400 هزار یورو برای امور شخصی و دفتری خود هزینه می کند. این ارقام برای ملکه هلند به ترتیب 327 هزار و 574 هزار یورو تعیین شده است. ملکه بئاتریز، مادر پادشاه نیز یک میلیون و 400 هزار یورو دریافت می کند.

بلژیک


بودجه دربار: فیلیپ پادشاه بلژیک 5/11 میلیون یورو دریافت می کند اما میزان حقوق سالانه وی در آن مشخص نشده است. با این حال، پدرش که در سال 2013 میلادی از قدرت کنار رفت، مبلغ 931 هزار یورو می گیرد. این ارقام، مسائل امنیتی و سفرهای پادشاه بلژیک را شامل نمی شود. علاوه بر آن، هزینه های دربار این کشور مشمول مالیات نیست.

دانمارک

بودجه دربار: مبلغ 2/13 میلیون یورو. ملکه مارگاریتا و همسرش، حق انجام هزینه ها به میزان حداقل یک میلیون و 34 هزار یورو و فرزندانشان، 509 هزار و 500 یورو در سال را دارند. آنها مالیات نمی پردازند مگر برای املاک خصوصی یا موروثی شان.

نروژ

بودجه دربار: پادشاه نروژ و همسرش، سالانه 24 میلیون یورو دریافت می کنند و به هر یک از فرزندانش نیز بیش از میلیون یورو اختصاص می یابد. آنها با این مبالغ و دریافت یک حقوق اضافه باید همه هزینه های اداری ، شخصی و نگهداری املاک خود را پرداخت کنند اما همچون دیگر خاندان سلطنتی در اروپا، مالیات به دولت نمی پردازند.

اسپانیا


بودجه دربار: 7/7 میلیون یورو. از این مبلغ، فلیپه ششم پادشاه اسپانیا در سال 2015 میلادی بطور خالص مبلغ 234 هزار و 204 یورو حقوق خواهد گرفت. این مبلغ برای پدرش، خوان کارلوس که سال گذشته به نفع پسرش از قدرت کنار رفت، مبلغ 187 هزار و 356 یورو و برای ملکه لتیسیا، 128 هزار و 808 یورو خواهد بود.

امریکا


امریکا پادشاه ندارد و باراک اوباما رییس جمهوری آن، سالانه 400 هزار دلار (معادل 322 هزار و 121 یورو) بدون احتساب رژیم غذایی اش، حقوق دریافت می کند.

فرانسه


نظام فرانسه هم جمهوری است و فرانسوا اولاند به عنوان رییس جمهوری آن، سالانه مبلغ 178 هزار یورو به عنوان حقوق خالص دریافت می کند. او حقوق خود را 30 درصد کاهش داده و دریافتی او اکنون به همان اندازه نیکلاس سارکوزی رییس جمهوری قبلی است. مانوئل والس نخست وزیر فرانسه نیز به اندازه رییس جمهوری دریافتی دارد.

آلمان


یواخیم گوک، رییس دولت آلمان سالانه مبلغ 214 هزار یورو، حقوق و 78 هزار یورو نیز برای هزینه های دفتر خود دریافت می کند. خانم آنگلا مرکل صدراعظم آلمان نیز سالانه مبلغ 270 هزار و 396 یورو حقوق خالص دارد.

ایتالیا


سرجیو ماتارلا رییس جمهوری ایتالیا سالانه مبلغ 239 هزار یورو به عنوان حقوق خالص دریافت می کند.

ایران

..............................................................................................................................؟

http://khabarfarsi.com/ext/11956764



[ جمعه 93/11/24 ] [ 8:46 صبح ] [ alimataji ]

عجز ایران دربرابر اسرائیل

وزیر اطلاعات رژیم صهیونیستی می‌گوید که درباره ایران همه گزینه ها روی میز است و اسرائیل به هیچ وجه برای دفاع از خود به محدودیتهای دیپلماسی توجه نمی‌کند. 
«اشتاینیتز» با بیان اینکه تهران در مصالحه با کشورهای غربی بر سر مساله هسته‌ای شکست خورده هشدار داد که تل آویو می‌تواند به طور یکجانبه علیه ایران و برنامه هسته‌ای این کشور اقدام کند. 
وی به خبرنگاران گفت: نمیخواهم خیلی خاص بگویم اما همه گزینه ها روی میز است. ما هرگز حق اسرائیل برای دفاع از خود را به مسائل دیپلماتیک محدود نمی‌کنیم.
منبع : خبرگذاری دانشجو


[ جمعه 93/11/24 ] [ 8:43 صبح ] [ alimataji ]

سردارسلیمانی

حقایقی ناشنیده از حضور سردار قاسم سلیمانی در عراق/ اوباما: کاش فرمانده‌ای مثل او داشتم

او اسلحه به دست می‌گیرد و در کنار دیگر مبارزان عراقی تیراندازی می‌کند؛ عراقی‌ها وقتی او را دوش به دوش خود می‌بینند، به وجد می‌آیند.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری فارس، نقش و حضور ایران در عراق و ارائه مشاوره نظامی بنا به اعتراف دوست و دشمن، عامل اصلی پیروزی‌ها و مقابله با پیش‌روی تکفیری‌های داعش بوده است. در این میان نقش و نام یک نفر در مرکز توجهات است، سردار «قاسم سلیمانی»، فردی که رسانه‌ها از وی افسانه‌ها نقل می‌کنند.

وبگاه شبکه المنارطی گزارشی از حقایق ناشنیده قابل توجهی از نقش این سردار ایرانی در عراق، پرده بر می‌دارد.

المنار می‌نویسد: صبح سه شنبه 10 ژانویه 2014 خبر سقوط موصل به یکباره عراق و کشورهای همسایه را با بهت مواجه ساخت. نوری‌الماکی نخست‌وزیر وقت عراق، درخواست حالت فوق‌العاده را از پارلمان داشت و مرجعیت دینی در نجف اشرف نیز از ارتش و مبارزه با تروریسم حمایت کرد. در این میان «ابو محمدالعدنانی» سخنگوی داعش از تروریست‌ها خواست تا به سوی بغداد بروند.

همزمان نقش رسانه‌ای و عملیات روانی شبکه العربیة فعال شد و اعلام کرد که بغداد در خطر است و بخش شمالی فرودگاه بغداد شاهد درگیری‌های سنگین بین داعش و ارتش عراق است. موضوعی که به سرعت توسط سخنگوی عملیاتی بغداد تکذیب شد.

قاسم سلیمانی در بغداد

منابع مطلع به شبکه المنار گفته‌اند، ساعاتی پس از خبر سقوط موصل، هواپیمایی در فرودگاه بغداد نشست که حامل فردی بود به نام «قاسم سلیمانی» و به همراه وی چندین فرمانده نظامی ایرانی و لبنانی نیز حضور داشتند.

در بغداد، فرماندهان گردان‌های مقاومت عراقی منتظر این گروه تازه از راه رسیده بودند، گردان‌هایی چون «عصائب الحق»، «سپاه بدر»، «حزب‌الله عراق»، «سیدالشهداء (ع)» و «امام علی (ع)» شخصی را می‌خواستند که بتواند تاکتیک‌های جنگی و اداره میدانی را بر عهده بگیرد. ارتش عراق نیز شالوده منظمی نداشت.

پس از رسیدن سلیمانی به بغداد، به سرعت مراکزی برای استقبال از داوطلبان مبارزه با تکفیری‌ها شکل گرفت و پایگاههایی برای آموزش آن‌ها آماده شد.

‌مبارزین عراقی به خبرنگار المنار گفته‌اند، در جریان آزادسازی مسیر سامرا - بغداد، سردار سلیمانی در کنار ما می‌جنگید و هرچه اندازه فرماندهان گردان‌ها از وی خواهش ‌کردند تا مراقب خود بوده و به عقب بازگردد، وی اعتنایی نکرد و مانند یک سرباز در کنار ما بود.

حضور قاسم سلیمانی در کنار افراد عادی دیگر در خط مقدم، اثر فوق العاده‌ای بر روی مبارزین عراقی دارد، آن‌ها با دیدن قاسم سلیمانی که دوش به دوش دیگران تیراندازی می‌کند، به وجد می‌آیند و نشاط غیر قابل وصفی می‌گیرند. فرمانده سپاه قدس ایران با آرامش خاطری نیز که دارد قوت قلب بالایی به مبارزین عراقی می‌دهد، وی نماز خود را در اول وقت در میدان جنگ می‌خواند و سلوک وی نیز حامل آرامش است.

یکی از فرماندهان، از زبان سربازی که سردار سلیمانی را همراهی می‌کرد نقل می‌کند: وی پس از سه ساعت خوابیدن، به هنگام نماز صبح بیدار شد و پس از اقامه نماز و شنیدن اخبار شبکه‌های عربی با «خالد مشعل» دبیر سیاسی جنبش حماس و «مسعود بارزانی» رئیس اقلیم کردستان عراق تماس تلفنی برقرار کرد و دوباره بلافاصله خود را به خط مقدم جبهه رساند.

در تمام نبردهای سنگین، فرماندهان عراقی به حضور و پشت‌گرمی سردار سلیمانمی احتیاج دارند و تصاویری که از وی در مناطق مختلف درگیری به بیرون درز یافته است، «باراک اواباما» رئیس‌جمهور آمریکا را مجبور کرد تا در دیدار با میهمانان عراقی خود بگوید: این فرد (اشاره به تصویر سردار سلیمانی) دشمن من است.... اما ای کاش میان افسران خود، فردی شبیه او را داشتیم.

 



[ جمعه 93/11/24 ] [ 12:19 صبح ] [ alimataji ]

خواب لازم

یشتر مردم وقتی کم خوابیده باشند می‌فهمند. اما کم یعنی چقدر؟ یا جور دیگر بپرسیم: چقدر خواب کافی است؟ نتیجه تحقیقات بنیاد ملی خواب ایالات متحده نشان می‌دهد نیاز گروه‌های مختلف سنی به خواب با هم فرق می‌کند.

عواملی مثل بی‌برنامگی، مصرف الکل و محرک‌های دیگر مثل قهوه و نوشیدنی‌های انرژی‌زا، و صد البته زنگ ساعت و نور خورشید، می‌توانند ساعت زیستی (یا همان سایت بیولوژیک) انسان را به‌هم بریزند.

نوزادها بیش از همه به خواب نیاز دارند – حتی تا 19 ساعت در شبانه‌روز هم عادی است

بنیاد ملی خواب آمریکا که یک مؤسسه خیریه در ایالت ویرجینای آمریکاست، می‌گوید برای فهمیدن این‌که یک نفر چقدر باید بخوابد باید به سبک زندگی‌ او نگاه کرد. اما به‌طور کلی می‌توان اعداد زیر را پیشنهاد کرد:

نوزاد (تا 3 ماه): در حالت ایده‌آل باید بین 14 تا 17 ساعت از هر شبانه‌روز را بخوابد، هرچند ممکن است 11تا 13 ساعت هم کافی باشد. بهتر است خواب نوزاد بیش از 19 ساعت نشود.

قنداقی (4تا 11 ماه): میزان توصیه شده بین 12 تا 15 ساعت است. در کمترین حالت 10ساعت. بعد از سه ماهگی، خواب به‌هیچ‌وجه نباید از 18 ساعت بیشتر شود.

نوپا (تا 2 ساله): عدد پیشنهادی بین 11 تا 14 ساعت است، اما هر رقمی از 9 تا 16 ساعت قابل قبول است.

پیش‌دبستانی (3تا 5 سال): متخصصان معتقدند 10 تا 13 ساعت خواب برای این گروه سنی عالی است. کمتر از 8 یا بیشتر از 14 ساعت مناسب نیست.

مدرسه‌رو (6 تا 13 سال): توصیه بنیاد خواب ملی آمریکا 9 تا 11 ساعت خواب در شبانه‌روز است. کمتر از 7 یا بیشتر از 12 ساعت خوب نیست.

نوجوان (14 تا 17 سال): خواب مناسب برای این گروه 8 تا 10 ساعت است. کمتر از 7 و بیشتر از 11 ساعت توصیه نمی‌شود.

جوان (18 تا 25 سال): برای این گروه 7 تا 9 ساعت خواب مناسب است. حد پایینی 6 و حد بالایی 11 ساعت پیشنهاد شده.

بزرگ‌سال (26 تا 64 سال): مثل گروه قبلی.

بازنشسته (65 سال به بالا): در این سن 7 یا 8 ساعت خواب در شبانه‌روز مناسب است. خواب نباید از 5 ساعت کمتر یا از 9 ساعت بیشتر شود.

بهتر بخوابیم

کم‌خوابی به سلامتی و کار انسان ضربه می‌زند

متخصصان بنیاد ملی خواب آمریکا برای بهبود کیفیت خواب هم توصیه‌هایی دارند. مهمترین این توصیه‌ها این است که خواب "در اولویت باشد".

نکات دیگر این‌هاست:

  • برنامه خواب‌ ثابت داشته باشید، حتی آخر هفته‌ها
  • قبل از خواب به کاری مشغول شوید که برای‌تان آرامش‌بخش باشد
  • هر روز ورزش/نرمش کنید
  • دما، صدا، و نور اتاق‌خواب را به اندازه مطلوب‌تان نگه دارید
  • تشک و بالش راحت انتخاب کنید
  • از "خواب‌دزدها"، مثل الکل و کافئین، بپرهیزید
  • پیش از خواب وسایل الکترونیکی را خاموش کنید

 



[ جمعه 93/11/24 ] [ 12:13 صبح ] [ alimataji ]

لینک های ویژه

دیگر امکانات


بازدید امروز: 136
بازدید دیروز: 135
کل بازدیدها: 625599